guidewire

[ایالات متحده]/ˈɡaɪdwaɪə/
[بریتانیا]/ˈɡaɪdwaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیم فلزی نازک و انعطاف‌پذیر که در فرآیندهای پزشکی برای هدایت دستگاه‌های پزشکی یا کاتترها از طریق عروق یا مسیرهای بدن استفاده می‌شود؛ یک طناب یا کابل کالیبره شده که به عنوان یک خط مرجع یا راهنمای اندازه‌گیری یا هم‌راستا سازی استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

guidewire placement

قرار دادن سیم هدایت

guidewire manipulation

کنترل سیم هدایت

guidewire advancement

پیش راندن سیم هدایت

guidewire removal

حذف سیم هدایت

guidewire tip

سر سیم هدایت

guidewire navigation

همراهی سیم هدایت

using guidewire

استفاده از سیم هدایت

guidewire catheter

کاتتر سیم هدایت

stiff guidewire

سیم هدایت سخت

guidewires

سیم های هدایت

جملات نمونه

the interventional cardiologist performed careful guidewire placement to cross the coronary lesion.

کاردیولوژист تداخلی با دقت سیم گذاری را انجام داد تا عارضه کرونری را عبور دهد.

guidewire advancement through the tortuous vessel required precise manual control by the physician.

پیش رفتن سیم گذاری از طریق رگ پیچیده نیازمند کنترل دستی دقیق توسط پزشک بود.

successful guidewire navigation depends on selecting the appropriate tip configuration for the anatomy.

موفقیت در ناوبری سیم گذاری به انتخاب تنظیم مناسب سر سیم برای آناتومی بستگی دارد.

the nurse prepared the sterile guidewire kit before the vascular procedure began.

پرستار قبل از شروع عمل جراحی عروقی، کیت سیم گذاری استریل را آماده کرد.

radiopaque markers on the guidewire enable real-time visualization under fluoroscopy.

علامت‌های رادیوپاک روی سیم گذاری امکان دیداری زنده را در زیر فلوئوروسکوپی فراهم می‌کنند.

excessive force during guidewire insertion may cause vessel perforation or dissection.

استفاده از نیروی بیش از حد در زمان درج سیم گذاری ممکن است منجر به سوراخ شدن یا ت分‌شدن رگ شود.

the physician used a hydrophilic-coated guidewire to traverse the tight stenosis.

پزشک از یک سیم گذاری پوشش داده شده با هیدروفیلیک برای عبور از تنگی شدید استفاده کرد.

guidewire exchange was performed to upgrade to a stiffer wire for better support.

تبدیل سیم گذاری انجام شد تا به یک سیم سخت‌تر برای حمایت بهتر ترقی پیدا کند.

proper guidewire tip shaping allows the operator to direct the wire into branch vessels.

شکل‌دهی مناسب سر سیم گذاری به عملگر اجازه می‌دهد تا سیم را به رگ‌های شاخه‌ای هدایت کند.

the recommended guidewire diameter for this procedure is 0.035 inches.

قطر توصیه شده سیم گذاری برای این عمل 0.035 اینچ است.

excessive guidewire manipulation can trigger vasospasm in sensitive arterial segments.

مанипуляسیون بیش از حد سیم گذاری ممکن است به اسپاسم عروقی در بخش‌های حساس عروقی منجر شود.

successful guidewire removal requires careful technique to prevent embolization of retained fragments.

حذف موفق سیم گذاری نیازمند فن‌آوری دقیق برای جلوگیری از تهوع از قطعات باقی مانده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید