guineas for sale
فروش گینه ها
guineas in hand
گینه ها در دست
guineas as currency
گینه ها به عنوان ارز
guineas to dollars
گینه ها به دلار
guineas per person
گینه ها برای هر نفر
guineas for rent
گینه ها برای اجاره
guineas in value
ارزش گینه ها
guineas to spend
گینه ها برای هزینه کردن
guineas for payment
گینه ها برای پرداخت
guineas on offer
گینه ها در حال ارائه
he paid ten guineas for that antique vase.
او ده گینیا برای آن گلدان عتیقه پرداخت.
she earned a few guineas from selling her paintings.
او چند گینیا از فروش نقاشی هایش به دست آورد.
the book was priced at twenty guineas.
کتاب به قیمت بیست گینیا قیمت گذاری شده بود.
they offered him a reward of five guineas.
آنها به او پنج گینیا جایزه پیشنهاد کردند.
guineas were once used as currency in britain.
در گذشته از گینیا به عنوان ارز در بریتانیا استفاده می شد.
he won the race and received a prize of fifty guineas.
او مسابقه را برد و جایزه ای به ارزش پنجاه گینیا دریافت کرد.
the painting was auctioned for a staggering hundred guineas.
نقاشی به قیمت یکصد گینیا به حراج گذاشته شد.
she saved up her guineas for a new bicycle.
او گینیاهای خود را برای یک دوچرخه جدید پس انداز کرد.
he spent his guineas on books and music.
او گینیاهای خود را برای کتاب و موسیقی خرج کرد.
they discussed the value of guineas in the market.
آنها درباره ارزش گینیا در بازار صحبت کردند.
guineas for sale
فروش گینه ها
guineas in hand
گینه ها در دست
guineas as currency
گینه ها به عنوان ارز
guineas to dollars
گینه ها به دلار
guineas per person
گینه ها برای هر نفر
guineas for rent
گینه ها برای اجاره
guineas in value
ارزش گینه ها
guineas to spend
گینه ها برای هزینه کردن
guineas for payment
گینه ها برای پرداخت
guineas on offer
گینه ها در حال ارائه
he paid ten guineas for that antique vase.
او ده گینیا برای آن گلدان عتیقه پرداخت.
she earned a few guineas from selling her paintings.
او چند گینیا از فروش نقاشی هایش به دست آورد.
the book was priced at twenty guineas.
کتاب به قیمت بیست گینیا قیمت گذاری شده بود.
they offered him a reward of five guineas.
آنها به او پنج گینیا جایزه پیشنهاد کردند.
guineas were once used as currency in britain.
در گذشته از گینیا به عنوان ارز در بریتانیا استفاده می شد.
he won the race and received a prize of fifty guineas.
او مسابقه را برد و جایزه ای به ارزش پنجاه گینیا دریافت کرد.
the painting was auctioned for a staggering hundred guineas.
نقاشی به قیمت یکصد گینیا به حراج گذاشته شد.
she saved up her guineas for a new bicycle.
او گینیاهای خود را برای یک دوچرخه جدید پس انداز کرد.
he spent his guineas on books and music.
او گینیاهای خود را برای کتاب و موسیقی خرج کرد.
they discussed the value of guineas in the market.
آنها درباره ارزش گینیا در بازار صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید