| جمع | gumbs |
gumball machine
ماشین گUMBALL
the gumb machine in the lobby dispenses colorful balls.
ماشین گُمبل در راهرو میتواند توپهای رنگی را توزیع کند.
she blew a large gumb bubble that popped quickly.
او یک حباب بزرگ گُمبل را پر کرد که به سرعت نابود شد.
the gumb flavor reminded him of childhood.
طعم گُمبل او را به یاد کودکی میاندازد.
he reached into his pocket for a piece of gumb.
او به جیب خود دست زد تا یک قطعه گُمبل بیابد.
the gumb ball bounced across the floor.
توپ گُمبل از روی زمین پرتاب شد.
she prefers strawberry gumb over mint.
او به جای گُمبل نعناع، گُمبل گوجهفرنگی را ترجیح میدهد.
the gumb machine jammed and needed repair.
ماشین گُمبل گیر کرده و نیاز به تعمیر داشت.
children gathered around the shiny gumb ball.
کودکان حول توپ گُمبل لامپدار جمع شدند.
the gumb wrapper stuck to his fingers.
پوسته گُمبل به انگشتهای او چسبید.
he chewed the gumb thoughtfully while thinking.
او با فکر کردن بهطور مراقبانه گُمبل را چشید.
the gumb factory produced thousands daily.
کارخانه گُمبل هر روز هزاران عدد تولید میکرد.
she found an old gumb wrapper in her jacket.
او یک پوسته گُمبل قدیمی در جکت خود پیدا کرد.
gumball machine
ماشین گUMBALL
the gumb machine in the lobby dispenses colorful balls.
ماشین گُمبل در راهرو میتواند توپهای رنگی را توزیع کند.
she blew a large gumb bubble that popped quickly.
او یک حباب بزرگ گُمبل را پر کرد که به سرعت نابود شد.
the gumb flavor reminded him of childhood.
طعم گُمبل او را به یاد کودکی میاندازد.
he reached into his pocket for a piece of gumb.
او به جیب خود دست زد تا یک قطعه گُمبل بیابد.
the gumb ball bounced across the floor.
توپ گُمبل از روی زمین پرتاب شد.
she prefers strawberry gumb over mint.
او به جای گُمبل نعناع، گُمبل گوجهفرنگی را ترجیح میدهد.
the gumb machine jammed and needed repair.
ماشین گُمبل گیر کرده و نیاز به تعمیر داشت.
children gathered around the shiny gumb ball.
کودکان حول توپ گُمبل لامپدار جمع شدند.
the gumb wrapper stuck to his fingers.
پوسته گُمبل به انگشتهای او چسبید.
he chewed the gumb thoughtfully while thinking.
او با فکر کردن بهطور مراقبانه گُمبل را چشید.
the gumb factory produced thousands daily.
کارخانه گُمبل هر روز هزاران عدد تولید میکرد.
she found an old gumb wrapper in her jacket.
او یک پوسته گُمبل قدیمی در جکت خود پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید