gunboats

[ایالات متحده]/ˈɡʌn.bəʊts/
[بریتانیا]/ˈɡʌn.boʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناوچه‌های کوچک مسلح به سلاح‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

gunboats deployed

استقرار قایق‌های مسلسل

gunboats patrol

گشت زنی قایق‌های مسلسل

gunboats engaged

درگیری قایق‌های مسلسل

gunboats arrived

ورود قایق‌های مسلسل

gunboats stationed

استقرار یافته قایق‌های مسلسل

gunboats launched

پرتاب قایق‌های مسلسل

gunboats maneuver

مانور قایق‌های مسلسل

gunboats support

حمایت قایق‌های مسلسل

gunboats escort

همراهی قایق‌های مسلسل

gunboats conflict

درگیری قایق‌های مسلسل

جملات نمونه

the navy deployed gunboats along the river.

ناوگان جنگی، قایق‌های توپدار را در امتداد رودخانه مستقر کرد.

gunboats are often used in coastal patrols.

اغلب از قایق‌های توپدار در گشت‌های ساحلی استفاده می‌شود.

during the conflict, gunboats were sent to support the ground troops.

در طول درگیری، قایق‌های توپدار برای حمایت از نیروهای زمینی اعزام شدند.

the presence of gunboats can deter potential threats.

حضور قایق‌های توپدار می‌تواند تهدیدات احتمالی را بازدارد.

gunboats played a crucial role in the naval blockade.

قایق‌های توپدار نقش مهمی در محاصره دریایی ایفا کردند.

they used gunboats to enforce maritime law.

آنها از قایق‌های توپدار برای اجرای قوانین دریایی استفاده کردند.

gunboats are equipped with advanced weaponry for combat.

قایق‌های توپدار مجهز به سلاح‌های پیشرفته برای نبرد هستند.

the government ordered more gunboats to enhance security.

دولت دستور ساخت قایق‌های توپدار بیشتری برای افزایش امنیت داد.

gunboats can navigate shallow waters effectively.

قایق‌های توپدار می‌توانند به طور موثر در آب‌های کم‌عمق حرکت کنند.

historical records show the use of gunboats in various wars.

سوابق تاریخی نشان می‌دهد که در جنگ‌های مختلف از قایق‌های توپدار استفاده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید