gyrocopter

[ایالات متحده]/ˈdʒaɪrəʊˌkɒptə/
[بریتانیا]/ˈdʒaɪrəˌkɑptər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی هواپیما که از یک روتور برای بلند شدن و یک پروانه جداگانه برای رانش استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

gyrocopter pilot

خلبان ژیروکپتر

gyrocopter flight

پرواز ژیروکپتر

gyrocopter design

طراحی ژیروکپتر

gyrocopter training

آموزش ژیروکپتر

gyrocopter ride

سوار شدن به ژیروکپتر

gyrocopter model

مدل ژیروکپتر

gyrocopter control

کنترل ژیروکپتر

gyrocopter enthusiasts

علاقه‌مندان به ژیروکپتر

gyrocopter safety

ایمنی ژیروکپتر

gyrocopter technology

فناوری ژیروکپتر

جملات نمونه

the gyrocopter is a unique type of aircraft.

چرخ‌بال‌ها یک نوع هواپیمای منحصر به فرد هستند.

he took a thrilling ride in a gyrocopter.

او یک سفر هیجان‌انگیز با چرخ‌بال داشت.

gyrocopters are often used for aerial photography.

چرخ‌بال‌ها اغلب برای عکاسی هوایی استفاده می‌شوند.

she dreams of flying her own gyrocopter one day.

او رویای پرواز با چرخ‌بال خودش را یک روز دارد.

the gyrocopter's design allows for vertical takeoff.

طراحی چرخ‌بال امکان برخاست عمودی را فراهم می‌کند.

learning to pilot a gyrocopter requires training.

یادگیری خلبانی چرخ‌بال نیاز به آموزش دارد.

he enjoys the freedom of flying a gyrocopter.

او از آزادی پرواز با چرخ‌بال لذت می‌برد.

gyrocopters can be more stable than helicopters.

چرخ‌بال‌ها می‌توانند از بالگردهای بیشتر پایدار باشند.

she took a gyrocopter tour over the mountains.

او یک تور چرخ‌بال بر فراز کوه‌ها داشت.

many enthusiasts gather to discuss gyrocopter innovations.

بسیاری از علاقه‌مندان برای بحث در مورد نوآوری‌های چرخ‌بال گرد هم می‌آیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید