hadji

[ایالات متحده]/ˈhædʒi/
[بریتانیا]/ˈhædʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسلمان که به زیارت مکه رفته است; مسلمان که حج را به اتمام رسانده است
Word Forms
جمعhadjis

عبارات و ترکیب‌ها

hadji prayer

نماز حاجی

hadji visit

بازدید حاجی

hadji journey

سفر حاجی

hadji pilgrimage

زیارت حاجی

hadji festival

جشنواره حاجی

hadji customs

رسوم حاجی

hadji traditions

آد و رسوم حاجی

hadji celebration

جشن حاجی

hadji rites

مناسک حاجی

hadji community

جامعه حاجی

جملات نمونه

he hadji a wonderful time at the party.

او وقت فوق العاده ای را در مهمانی گذراند.

she hadji a great idea for the project.

او ایده عالی برای پروژه داشت.

they hadji a long conversation about their plans.

آنها گفتگوهای طولانی در مورد برنامه هایشان داشتند.

we hadji a delicious meal at the new restaurant.

ما یک وعده غذایی خوشمزه در رستوران جدید خوردیم.

he hadji an interesting book to read.

او یک کتاب جالب برای خواندن داشت.

she hadji a beautiful dress for the occasion.

او یک لباس زیبا برای این مناسبت داشت.

they hadji a fun day at the amusement park.

آنها یک روز سرگرم کننده در شهربازی داشتند.

we hadji a challenging task to complete.

ما یک کار چالش برانگیز برای انجام دادن داشتیم.

he hadji a strong opinion on the matter.

او نظر قوی در مورد این موضوع داشت.

she hadji a lovely smile that brightened the room.

او لبخند زیبایی داشت که اتاق را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید