hadron

[ایالات متحده]/ˈhædrɒn/
[بریتانیا]/ˈhædrən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ذره زیراتمی که تعاملات قوی را تجربه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hadron collider

برخوردگر هادرون

hadron physics

فیزیک هادرون

hadron therapy

درمان هادرون

hadron decay

پایدار شدن هادرون

hadron beam

بار هادرون

hadron mass

جرم هادرون

hadron interactions

برهم‌کنش‌های هادرون

hadron structure

ساختار هادرون

hadron models

مدل‌های هادرون

hadron experiments

آزمایش‌های هادرون

جملات نمونه

hadron collisions can produce new particles.

برخورد هادرون‌ها می‌تواند ذرات جدیدی تولید کند.

the hadron collider is a significant scientific instrument.

دستگاه برخورد هادرون یک ابزار علمی مهم است.

researchers study hadron interactions to understand fundamental forces.

محققان تعاملات هادرون را برای درک نیروهای بنیادی مطالعه می‌کنند.

hadron therapy is an advanced cancer treatment.

درمان هادرون یک روش درمانی پیشرفته برای سرطان است.

scientists are excited about the potential of hadron physics.

دانشمندان از پتانسیل فیزیک هادرون هیجان‌زده هستند.

the discovery of the higgs boson involved hadron experiments.

کشف بوزون هیگز شامل آزمایش‌های هادرون بود.

hadron beams are essential for particle acceleration.

تکه‌های هادرون برای شتاب دادن ذرات ضروری هستند.

understanding hadron structure helps in particle physics.

درک ساختار هادرون به درک فیزیک ذرات کمک می‌کند.

many theories in physics revolve around hadron dynamics.

نظریه‌های بسیاری در فیزیک حول پویایی هادرون می‌چرخند.

hadron research can lead to breakthroughs in technology.

تحقیقات هادرون می‌تواند منجر به پیشرفت در فناوری شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید