hairslide

[ایالات متحده]/ˈheəslaɪd/
[بریتانیا]/ˈhɛrslaɪd/

ترجمه

n. یک چسب کوچک زیبایی که برای نگه داشتن مو استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

she found a vintage hairslide at the flea market.

او یک چسب موی گذشته‌زمانی در بازار چوپانی پیدا کرد.

the decorative hairslide caught the light as she walked.

چسب موی زیبای او نور را در هنگام راه رفتنش جذب می‌کرد.

my sister lost her favorite colorful hairslide at the park.

خواهر من چسب موی مورد علاقه‌اش را در پارک از دست داد.

the jeweler made an ornate silver hairslide for the bride.

صیاد جواهر یک چسب موی نقره‌ای زیبا برای مهربان ساخت.

she wore a simple black hairslide to keep her hair neat.

او یک چسب موی سیاه ساده را پوشید تا مویش مرتب بماند.

the little girl begged her mother for a sparkly hairslide.

کودک کوچک برای یک چسب موی لامپ‌دار از مادرش خواستار شد.

fashion designers often incorporate hairslides into their runway looks.

طراحان مد معمولاً چسب‌های مو را در لباس‌های رانوی خود ادغام می‌کنند.

i need to buy a new hairslide because mine broke yesterday.

من باید یک چسب مو جدید بخرم چون چسب موی من دیروز شکست.

the vintage shop had an extensive collection of 1970s hairslides.

مغازه گذشته‌زمانی یک جمعیت گسترده‌ای از چسب‌های موی دهه 1970 داشت.

she adjusted her hairslide before entering the interview room.

او چسب مویش را قبل از ورود به اتاق مصاحبه تنظیم کرد.

the hairslide complemented her elegant evening gown perfectly.

چسب مو با لباس شب زیبای او به طور کامل تکمیل می‌شد.

children love hairslides with cartoon characters printed on them.

کودکان چسب‌های مویی را دوست دارند که با شخصیت‌های کارتونی چاپ شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید