haitians

[ایالات متحده]/ˈheiʃjən/
[بریتانیا]/ˈheʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا متعلق به هائیتی
n. یک فرد از هائیتی

عبارات و ترکیب‌ها

Haitian cuisine

آشپزیائیائی

Haitian culture

فرهنگائیائی

Haitian history

تاریخائیائی

جملات نمونه

Haitian cuisine is known for its bold flavors and unique ingredients.

غذاهای هائیتی به خاطر طعم‌های قوی و مواد تشکیل‌دهنده منحصربه‌فردش شناخته شده است.

She wore a beautiful Haitian dress to the cultural festival.

او یک لباس هائیتی زیبا به جشنواره فرهنگی پوشید.

The Haitian community in the city organized a charity event to raise funds for a local school.

جامعه هائیتی در شهر یک رویداد خیریه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای یک مدرسه محلی سازماندهی کرد.

He speaks fluent Haitian Creole.

او به زبان کرئول هائیتی مسلط است.

The Haitian art exhibition showcased a diverse range of paintings and sculptures.

نمایشگاه هنری هائیتی مجموعه‌ای متنوع از نقاشی‌ها و مجسمه‌ها را به نمایش گذاشت.

They enjoyed a traditional Haitian music performance at the festival.

آنها از یک اجرای موسیقی سنتی هائیتی در جشنواره لذت بردند.

The Haitian earthquake caused widespread devastation in the region.

زلزله هائیتی باعث ویرانی گسترده در منطقه شد.

She bought a souvenir made by a Haitian artisan.

او یک سوغاتی که توسط یک هنرمند هائیتی ساخته شده بود خرید.

The Haitian government implemented new policies to promote economic growth.

دولت هائیتی سیاست‌های جدیدی را برای ترویج رشد اقتصادی اجرا کرد.

He learned about Haitian history through a documentary film.

او درباره تاریخ هائیتی از طریق یک فیلم مستند یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید