halides

[ایالات متحده]/[ˈhælɪd]/
[بریتانیا]/[ˈhælɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیبی که دارای یک هالوژن است.
n., plural. نمک‌های هالید.

عبارات و ترکیب‌ها

metal halides

هالیدهای فلزی

analyzing halides

تحلیل هالیدها

halides react

هالیدها واکنش می دهند

containing halides

حاوی هالیدها

rare halides

هالیدهای نادر

formed halides

هالیدهای تشکیل شده

detect halides

تشخیص هالیدها

using halides

استفاده از هالیدها

halogen halides

هالیدهای هالوژن

complex halides

هالیدهای پیچیده

جملات نمونه

the reaction produced a variety of metal halides.

reaksiون باعث تولید چندین نوع هالید فلزی شد.

we studied the properties of alkali halides in detail.

ما خواص هالیدهای قلیایی را به طور جزئی مورد مطالعه قرار دادیم.

silver halides are light-sensitive and used in photography.

هالیدهای نقره حساس به نور هستند و در عکاسی استفاده می‌شوند.

the synthesis involved the formation of organic halides.

سنتز شامل تشکیل هالیدهای آلی بود.

transition metal halides often exhibit interesting magnetic properties.

هالیدهای فلزات نیم‌گروهی اغلب خواص مغناطیسی جالبی نشان می‌دهند.

the solubility of calcium halides varies with temperature.

حلالیت هالیدهای کلسیم با دما تغییر می‌کند.

we analyzed the halide content in the water sample.

ما میزان هالید در نمونه آب را تحلیل کردیم.

the presence of halides can indicate seawater intrusion.

وجود هالیدها می‌تواند نشان‌دهنده نفوذ آب دریا باشد.

rare earth halides are used in high-intensity lighting.

هالیدهای زمین‌های نادر در روشنایی با چگالی بالا استفاده می‌شوند.

the decomposition of ammonium halides releases ammonia.

تجزیه هالیدهای امونیوم آمونیاک را آزاد می‌کند.

we investigated the thermal stability of various halides.

ما پایداری حرارتی مختلف هالیدها را مورد بررسی قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید