halite

[ایالات متحده]/ˈhælaɪt/
[بریتانیا]/ˈhælaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکل معدنی از کلرید سدیم، که به طور معمول به عنوان نمک سنگی شناخته می‌شود
Word Forms
جمعhalites

عبارات و ترکیب‌ها

halite crystals

بلورهای هالیت

halite deposits

رسوبات هالیت

halite formation

تشکیل هالیت

halite mining

استخراج هالیت

halite samples

نمونه‌های هالیت

halite salt

نمک هالیت

halite rock

سنگ هالیت

halite layers

لایه‌های هالیت

halite geology

زمین‌شناسی هالیت

halite analysis

تجزیه و تحلیل هالیت

جملات نمونه

halite is commonly known as rock salt.

هالیت به طور معمول به عنوان نمک سنگ شناخته می‌شود.

many people use halite for food preservation.

بسیاری از مردم از هالیت برای نگهداری غذا استفاده می‌کنند.

halite can be found in sedimentary rocks.

هالیت را می‌توان در سنگ‌های رسوبی یافت.

the mining of halite is an important industry in some regions.

استخراج هالیت یک صنعت مهم در برخی مناطق است.

halite crystals can form beautiful geometric shapes.

بلورهای هالیت می‌توانند شکل‌های هندسی زیبا ایجاد کنند.

in chemistry, halite is classified as a mineral.

در شیمی، هالیت به عنوان یک ماده معدنی طبقه‌بندی می‌شود.

halite is soluble in water, making it useful in various applications.

هالیت در آب محلول است و این باعث می‌شود در کاربردهای مختلف مفید باشد.

some animals require halite in their diet for proper health.

برخی از حیوانات برای سلامتی مناسب به هالیت در رژیم غذایی خود نیاز دارند.

halite deposits are often associated with evaporative environments.

رسوبات هالیت اغلب با محیط‌های تبخیری مرتبط هستند.

workers must take safety precautions when mining halite.

کارگران باید هنگام استخراج هالیت اقدامات احتیاطی را رعایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید