handbells

[ایالات متحده]/'hæn(d)bel/
[بریتانیا]/'hændbɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنگی که برای به صدا درآوردن با دست طراحی شده است، برای اجراهای موسیقی استفاده می‌شود، نگه‌داشته می‌شود و ضربه زده می‌شود تا صدا تولید کند.

جملات نمونه

Ms Li handbell solo.

اجرای زنگوله‌ای خانم لی

Carillon Ringers is a newly expended community handbell choir in Hong Kong.We aimed at serving the society by making high quality handbell music.

گروه ناقه‌زن‌های کاریلون هنگ‌کنگ، یک گروه ناقه‌زن دستی جدید در جامعه است. هدف ما خدمت به جامعه با ساخت موسیقی ناقه‌ای با کیفیت بالا است.

The handbell choir performed at the holiday concert.

گروه کر زنگوله در کنسرت تعطیلات اجرا کرد.

She rang the handbell to signal the start of the meeting.

او برای اعلام شروع جلسه زنگوله را به صدا درآورد.

The teacher used a handbell to get the students' attention.

معلم از زنگوله برای جلب توجه دانش‌آموزان استفاده کرد.

The sound of the handbell echoed through the church.

صدای زنگوله در کلیسا طنین‌انداز شد.

The handbell rang softly in the distance.

زنگوله به آرامی در دوردست به صدا درآمد.

The handbell is commonly used in churches and schools.

زنگوله معمولاً در کلیساها و مدارس استفاده می‌شود.

She played the handbell with precision and skill.

او زنگوله را با دقت و مهارت نواخت.

The handbell's clear tone filled the room.

صدای واضح زنگوله اتاق را پر کرد.

The handbell's melody added a festive touch to the event.

ملودی زنگوله حس و حال جشن را به رویداد اضافه کرد.

He carefully polished the handbell to keep it shiny.

او با دقت زنگوله را برای اینکه براق بماند، تمیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید