handpiece

[ایالات متحده]/hændpiːs/
[بریتانیا]/hændpis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه دستی که در دندانپزشکی برای نگه داشتن ابزار چرخان مانند چرخ دندانپزشکی استفاده می‌شود؛ سر قابل جدا شدن دستگاه دندانپزشکی که چرخ را نگه می‌دارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dental handpiece

دستگاه دندانپزشکی

high-speed handpiece

دستگاه دندانپزشکی با سرعت بالا

low-speed handpiece

دستگاه دندانپزشکی با سرعت پایین

handpiece maintenance

نگهداری دستگاه دندانپزشکی

sterilize the handpiece

تعقيم دستگاه دندانپزشکی

electric handpiece

دستگاه دندانپزشکی الکتریکی

handpiece holder

میز دستگاه دندانپزشکی

replace the handpiece

تعویض دستگاه دندانپزشکی

turbine handpiece

دستگاه دندانپزشکی توربین

clean the handpiece

پاک کردن دستگاه دندانپزشکی

جملات نمونه

the dentist cleaned the patient's teeth with a high-speed handpiece.

دندانپزشک دندان بیمار را با یک دستگاه دستی سرعت بالا تمیز کرد.

make sure to sterilize the handpiece thoroughly before the next appointment.

قبل از نوبت بعدی، مطمئن شوید که دستگاه دستی را به طور کامل استریل کرده‌اید.

the mobile beauty service requires a portable handpiece for easy transport.

خدمت زیبایی متحرک نیاز به یک دستگاه دستی قابل حمل برای حمل و نقل آسان دارد.

please replace the air filter in the handpiece to maintain performance.

لطفاً فیلتر هوا در دستگاه دستی را جایگزین کنید تا عملکرد آن حفظ شود.

the fiber optic light in the handpiece provides excellent visibility.

نور فیبر نوری در دستگاه دستی دید بسیار خوبی فراهم می‌کند.

you must lubricate the handpiece daily to prevent mechanical failure.

برای جلوگیری از خرابی مکانیکی، باید دستگاه دستی را به طور روزانه چرب کنید.

the technician disconnected the electric handpiece from the control unit.

تکنسیان دستگاه دستی الکتریکی را از واحد کنترل جدا کرد.

we use an ultrasonic handpiece to remove heavy calculus deposits.

ما از یک دستگاه دستی اولتراسونیک برای حذف رسوبات کلسول سخت استفاده می‌کنیم.

the maintenance team will inspect the handpiece turbine for wear.

تیم نگهداری دستگاه دستی را برای ساییدگی بررسی خواهند کرد.

adjust the water spray on the handpiece to keep the bur cool.

روی دستگاه دستی آب را تنظیم کنید تا بور گرم نشود.

disconnect the air hose before you disassemble the handpiece.

قبل از اینکه دستگاه دستی را از هم جدا کنید، لوله هوای آن را قطع کنید.

the dental assistant handed the doctor the low-speed handpiece.

کمک دندانپزشک دستگاه دستی سرعت پایین را به پزشک داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید