haploid

[ایالات متحده]/ˈhæplɔɪd/
[بریتانیا]/ˈhæplɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یک مجموعه از کروموزوم‌های بدون جفت
n. یک سلول یا ارگانیسم که یک مجموعه از کروموزوم‌ها را دارد

عبارات و ترکیب‌ها

haploid cell

سلول هالوئید

haploid organism

ارگانیسم هالوئید

haploid number

تعداد هالوئید

haploid gamete

گامت هالوئید

haploid phase

فاز هالوئید

haploid lineage

نسل هالوئید

haploid status

وضعیت هالوئید

haploid species

گونه هالوئید

haploid set

مجموعه هالوئید

haploid variant

نوع هالوئید

جملات نمونه

the haploid cells divide through meiosis.

سلول‌های هالوئید از طریق میوز تقسیم می‌شوند.

in humans, gametes are haploid cells.

در انسان‌ها، گامت‌ها سلول‌های هالوئید هستند.

haploid organisms can reproduce asexually.

سازمان‌های هالوئید می‌توانند به صورت غیرجنسی تولید مثل کنند.

the haploid stage is crucial for sexual reproduction.

مرحله هالوئید برای تولید مثل جنسی بسیار مهم است.

plants can have both diploid and haploid life cycles.

گیاهان می‌توانند هم دیپلوئید و هم هالوئید باشند.

haploid spores are produced in certain fungi.

هاپلوییدها در برخی قارچ‌ها تولید می‌شوند.

the study focused on haploid genetics.

مطالعه بر روی ژنتیک هالوئید متمرکز بود.

haploid embryos can be created in the lab.

می‌توان جنین‌های هالوئید را در آزمایشگاه ایجاد کرد.

haploid cells are important for genetic diversity.

سلول‌های هالوئید برای تنوع ژنتیکی مهم هستند.

researchers are studying haploid plant breeding.

محققان در حال مطالعه پرورش گیاهان هالوئید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید