hardboards

[ایالات متحده]/'hɑːdbɔːd/
[بریتانیا]/'hɑrd'bɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته سخت

جملات نمونه

The carpenter used hardboard to make shelves.

نجار از جنس سخت برای ساخت قفسه‌ها استفاده کرد.

The artist painted on a hardboard canvas.

هنرمند روی بوم جنس سخت نقاشی کرد.

I need to buy some hardboard for the DIY project.

من باید مقداری جنس سخت برای پروژه DIY بخرم.

The hardboard flooring is durable and easy to clean.

کفپوش جنس سخت بادوام و به راحتی قابل تمیز کردن است.

She used hardboard as a backing for her artwork.

او از جنس سخت به عنوان پس‌زمینه برای اثر هنری خود استفاده کرد.

The furniture was made of hardboard and metal.

مبلمان از جنس سخت و فلز ساخته شده بود.

The hardboard was cut to fit the measurements.

جنس سخت طبق اندازه‌ها برش داده شد.

The hardboard paneling added a modern touch to the room.

ورق‌های دیواری جنس سخت جلوه‌ای مدرن به اتاق بخشید.

I found a DIY tutorial using hardboard as a base.

من یک آموزش DIY پیدا کردم که از جنس سخت به عنوان پایه استفاده می‌کند.

The hardboard backing provided stability to the mirror.

لایه پشتی جنس سخت ثبات را به آینه بخشید.

نمونه‌های واقعی

If an old door had to be kept, a bit of hardboard tacked on to the front of it achieved a clean, modern look.

اگر یک درب قدیمی را باید نگه داشت، چسباندن یک تکه تخته سخت به روی آن، ظاهری تمیز و مدرن به آن می‌داد.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید