hardliners

[ایالات متحده]/ˈhɑːdlaɪnəz/
[بریتانیا]/ˈhɑːrdˌlaɪnərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که به شدت به مجموعه خاصی از باورها یا سیاست‌ها پایبند هستند

عبارات و ترکیب‌ها

hardliners' stance

موضع جناح سخت‌گیر

hardliners' views

دیدگاه‌های جناح سخت‌گیر

hardliners' demands

مطالبات جناح سخت‌گیر

hardliners' influence

نفوذ جناح سخت‌گیر

hardliners' tactics

تاکتیک‌های جناح سخت‌گیر

hardliners' agenda

برنامه جناح سخت‌گیر

hardliners' position

موقعیت جناح سخت‌گیر

hardliners' rhetoric

بیان جناح سخت‌گیر

hardliners' policies

خط‌مشی‌های جناح سخت‌گیر

hardliners' actions

اقدامات جناح سخت‌گیر

جملات نمونه

the hardliners in the party are resistant to change.

سخت‌گیران در حزب در برابر تغییرات مقاومت می‌کنند.

many hardliners oppose any form of negotiation.

بسیاری از سخت‌گیران با هر شکلی از مذاکره مخالفند.

hardliners tend to dominate the discussions.

سخت‌گیران معمولاً بحث‌ها را تحت سلطه خود در می‌آورند.

the hardliners issued a statement condemning the agreement.

سخت‌گیران بیانیه‌ای صادر کردند که توافقنامه را محکوم می‌کرد.

hardliners often clash with moderates in policy debates.

سخت‌گیران اغلب در بحث‌های سیاستی با اعتدال‌گرایان در تضاد هستند.

the hardliners are pushing for stricter regulations.

سخت‌گیران در حال پیش‌برد درخواست برای مقررات سخت‌گیرانه‌تر هستند.

some hardliners refuse to compromise on key issues.

برخی از سخت‌گیران حاضر به مصالحه در مسائل کلیدی نیستند.

the hardliners believe in a tough stance against opposition.

سخت‌گیران معتقدند که باید در برابر مخالفان موضع سختی اتخاذ کرد.

hardliners within the organization are causing friction.

سخت‌گیران در داخل سازمان باعث ایجاد اصطکاک می‌شوند.

the hardliners' influence is growing in the political landscape.

نفوذ سخت‌گیران در حال افزایش در چشم‌انداز سیاسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید