hardwareman

[ایالات متحده]/ˈhɑːdweə.mən/
[بریتانیا]/ˈhɑːrdˌwɛr.mən/

ترجمه

n. کارگر یا فروشنده سخت‌افزار; بازرگان سخت‌افزار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hardwareman skills

مهارت‌های سخت‌افزار

hardwareman duties

وظایف سخت‌افزار

hardwareman tools

ابزارهای سخت‌افزار

hardwareman training

آموزش سخت‌افزار

hardwareman job

شغل سخت‌افزار

hardwareman position

موقعیت سخت‌افزار

hardwareman experience

تجربه سخت‌افزار

hardwareman salary

حقوق سخت‌افزار

hardwareman responsibilities

مسئولیت‌های سخت‌افزار

hardwareman projects

پروژه‌های سخت‌افزار

جملات نمونه

the hardwareman fixed the broken door lock quickly.

تعمیرکار سخت‌افزار به سرعت قفل درب شکسته را تعمیر کرد.

every hardwareman needs a good set of tools.

هر تعمیرکار سخت‌افزاری به یک مجموعه ابزار خوب نیاز دارد.

the hardwareman recommended a new type of screwdriver.

تعمیرکار سخت‌افزار یک نوع جدید پیچ‌گوشتی را توصیه کرد.

my neighbor works as a hardwareman in a local store.

همسایه من به عنوان تعمیرکار سخت‌افزار در یک مغازه محلی کار می‌کند.

the hardwareman explained how to install the new software.

تعمیرکار سخت‌افزار توضیح داد که چگونه نرم‌افزار جدید را نصب کنیم.

we hired a hardwareman to upgrade our computer system.

ما یک تعمیرکار سخت‌افزار استخدام کردیم تا سیستم کامپیوتر ما را ارتقا دهد.

a skilled hardwareman can solve many technical issues.

یک تعمیرکار سخت‌افزار ماهر می‌تواند بسیاری از مشکلات فنی را حل کند.

the hardwareman arrived on time to repair the equipment.

تعمیرکار سخت‌افزار به موقع برای تعمیر تجهیزات رسید.

she asked the hardwareman for advice on buying a new laptop.

او از تعمیرکار سخت‌افزار در مورد خرید لپ‌تاپ جدید مشورت گرفت.

the hardwareman demonstrated how to use the new tools.

تعمیرکار سخت‌افزار نحوه استفاده از ابزارهای جدید را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید