harelips

[ایالات متحده]/ˈhɛəˌlɪp/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌlɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وضعیت مادرزادی که در آن لب شکافته یا به طور کامل تشکیل نشده است؛ لب شکافدار

عبارات و ترکیب‌ها

harelip surgery

جراحی لب شکری

harelip condition

وضعیت لب شکری

harelip repair

ترمیم لب شکری

harelip treatment

درمان لب شکری

harelip support

حمایت از لب شکری

harelip awareness

آگاهی از لب شکری

harelip advocacy

فعالیت‌های حمایتی لب شکری

harelip community

جامعه لب شکری

harelip resources

منابع لب شکری

harelip charity

خیریه لب شکری

جملات نمونه

he was born with a harelip and required surgery.

او با لب شکری متولد شد و نیاز به جراحی داشت.

many children with harelip can lead normal lives after treatment.

بسیاری از کودکانی که لب شکری دارند، پس از درمان می‌توانند زندگی عادی داشته باشند.

harelip is often corrected in early childhood.

لب شکری اغلب در اوایل کودکی اصلاح می‌شود.

she advocates for awareness about harelip and its treatment options.

او از افزایش آگاهی در مورد لب شکری و گزینه‌های درمانی آن حمایت می‌کند.

his harelip was a source of bullying in school.

لب شکری او منبع آزار و اذیت در مدرسه بود.

surgeons specialize in correcting harelip and palate issues.

جراحان در اصلاح لب شکری و مشکلات کام تخصص دارند.

support groups exist for families of children with harelip.

گروه‌های حمایتی برای خانواده‌های کودکان مبتلا به لب شکری وجود دارد.

harelip can occur alongside other congenital conditions.

لب شکری می‌تواند همراه با سایر شرایط مادرزادی رخ دهد.

awareness campaigns focus on the challenges of living with a harelip.

کمپین‌های آگاهی‌رسانی بر چالش‌های زندگی با لب شکری تمرکز می‌کنند.

many people with a harelip undergo multiple surgeries throughout their lives.

بسیاری از افراد مبتلا به لب شکری در طول زندگی خود چندین جراحی انجام می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید