harlots

[ایالات متحده]/ˈhɑːlɪts/
[بریتانیا]/ˈhɑrləts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فاحشه‌ها؛ زنان بی‌بندوبار (جمع هارلت)

عبارات و ترکیب‌ها

fallen harlots

روسپیان سقوط کرده

harlots and thieves

روسپیان و دزدان

harlots of history

روسپیان تاریخ

harlots in disguise

روسپیان در لباس مبدل

harlots for hire

روسپیان برای استخدام

harlots of pleasure

روسپیان لذت

harlots and angels

روسپیان و فرشتگان

harlots in love

روسپیان عاشق

جملات نمونه

in the story, the harlots were often misunderstood.

در داستان، روسپیان اغلب سوء تفاهم می‌شدند.

the harlots gathered in the marketplace to sell their wares.

روسپیان در بازار جمع می‌شدند تا کالاهای خود را بفروشند.

many harlots faced societal stigma and hardship.

بسیاری از روسپیان با انگ اجتماعی و سختی روبرو بودند.

the novel depicted the lives of harlots in the 19th century.

رمان زندگی روسپیان را در قرن نوزدهم به تصویر کشید.

harlots often had to navigate dangerous environments.

روسپیان اغلب مجبور بودند در محیط‌های خطرناک حرکت کنند.

she portrayed the harlots with empathy and depth.

او روسپیان را با همدلی و عمق به تصویر کشید.

the play featured a scene with harlots and nobles.

نمایش صحنه‌ای با روسپیان و اشراف داشت.

harlots in literature often symbolize rebellion.

روسپیان در ادبیات اغلب نماد شورش هستند.

he wrote about the struggles of harlots in his poetry.

او در شعر خود درباره‌ی مبارزات روسپیان نوشت.

some harlots formed alliances for protection and support.

برخی از روسپیان برای محافظت و حمایت با یکدیگر متحد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید