hashmark symbol
نماد هشمارک
hashmark sign
نشانه هشمارک
hashmark code
کد هشمارک
hashmark key
کلید هشمارک
hashmark usage
نحوه استفاده از هشمارک
hashmark format
فرمت هشمارک
hashmark reference
ارجاع به هشمارک
hashmark example
مثال هشمارک
hashmark notation
نمادگذاری هشمارک
hashmark feature
ویژگی هشمارک
the document was marked with a hashmark for easy reference.
سند با یک علامت هاش نشانهگذاری شده بود تا به راحتی قابل ارجاع باشد.
we used a hashmark to indicate the start of a new section.
ما از یک علامت هاش برای نشان دادن شروع یک بخش جدید استفاده کردیم.
make sure to add a hashmark when you save your work.
مطمئن شوید هنگام ذخیره کار خود یک علامت هاش اضافه کنید.
the hashmark on the wall helped us find our way.
علامت هاش روی دیوار به ما کمک کرد تا راه خود را پیدا کنیم.
he drew a hashmark to keep track of the score.
او برای پیگیری امتیاز یک علامت هاش کشید.
each hashmark represents a completed task in the project.
هر علامت هاش نشان دهنده یک کار تکمیل شده در پروژه است.
they used a hashmark system to categorize the files.
آنها از یک سیستم علامت هاش برای دسته بندی فایل ها استفاده کردند.
in programming, a hashmark can denote a comment.
در برنامه نویسی، یک علامت هاش می تواند نشان دهنده یک نظر باشد.
she placed a hashmark next to each important date on the calendar.
او یک علامت هاش در کنار هر تاریخ مهم در تقویم قرار داد.
the hashmark on the map indicated the location of the treasure.
علامت هاش روی نقشه محل گنجینه را نشان می داد.
hashmark symbol
نماد هشمارک
hashmark sign
نشانه هشمارک
hashmark code
کد هشمارک
hashmark key
کلید هشمارک
hashmark usage
نحوه استفاده از هشمارک
hashmark format
فرمت هشمارک
hashmark reference
ارجاع به هشمارک
hashmark example
مثال هشمارک
hashmark notation
نمادگذاری هشمارک
hashmark feature
ویژگی هشمارک
the document was marked with a hashmark for easy reference.
سند با یک علامت هاش نشانهگذاری شده بود تا به راحتی قابل ارجاع باشد.
we used a hashmark to indicate the start of a new section.
ما از یک علامت هاش برای نشان دادن شروع یک بخش جدید استفاده کردیم.
make sure to add a hashmark when you save your work.
مطمئن شوید هنگام ذخیره کار خود یک علامت هاش اضافه کنید.
the hashmark on the wall helped us find our way.
علامت هاش روی دیوار به ما کمک کرد تا راه خود را پیدا کنیم.
he drew a hashmark to keep track of the score.
او برای پیگیری امتیاز یک علامت هاش کشید.
each hashmark represents a completed task in the project.
هر علامت هاش نشان دهنده یک کار تکمیل شده در پروژه است.
they used a hashmark system to categorize the files.
آنها از یک سیستم علامت هاش برای دسته بندی فایل ها استفاده کردند.
in programming, a hashmark can denote a comment.
در برنامه نویسی، یک علامت هاش می تواند نشان دهنده یک نظر باشد.
she placed a hashmark next to each important date on the calendar.
او یک علامت هاش در کنار هر تاریخ مهم در تقویم قرار داد.
the hashmark on the map indicated the location of the treasure.
علامت هاش روی نقشه محل گنجینه را نشان می داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید