hawfinch

[ایالات متحده]/ˈhɔːfɪnʧ/
[بریتانیا]/ˈhɔːfɪnʧ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای اروپایی که به دلیل منقار ضخیمش شناخته شده است.; نوعی قناری با منقار ضخیم، بومی اروپا.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hawfinch song

آهنگ کاکایی

hawfinch habitat

زیستگاه کاکایی

hawfinch feeding

تغذیه کاکایی

hawfinch behavior

رفتار کاکایی

hawfinch nest

لانه کاکایی

hawfinch sighting

مشاهدۀ کاکایی

hawfinch call

صدای کاکایی

hawfinch population

جمعیت کاکایی

hawfinch migration

مهاجرت کاکایی

hawfinch plumage

پرور کاکایی

جملات نمونه

the hawfinch is known for its strong beak.

شاه‌عنک به خاطر نوک قوی‌اش شناخته می‌شود.

many birdwatchers are eager to spot a hawfinch.

بسیاری از پرنده‌نگران مشتاق به دیدن یک شاه‌عنک هستند.

hawfinches prefer to feed on seeds and fruits.

شاه‌عنک‌ها ترجیح می‌دهند از دانه‌ها و میوه‌ها تغذیه کنند.

the hawfinch's plumage is quite striking.

پرواز شاه‌عنک بسیار چشمگیر است.

during migration, hawfinches travel in flocks.

در طول مهاجرت، شاه‌عنک‌ها به صورت دسته‌هایی سفر می‌کنند.

hawfinches are often found in deciduous forests.

شاه‌عنک‌ها اغلب در جنگل‌های پهن‌برگ یافت می‌شوند.

listening to the call of a hawfinch is a delight.

گوش دادن به صدای یک شاه‌عنک لذت‌بخش است.

photographers often seek to capture hawfinches in action.

عکاسان اغلب به دنبال ثبت شاه‌عنک‌ها در حال عمل هستند.

the hawfinch's habitat is being threatened by deforestation.

زیستگاه شاه‌عنک به دلیل جنگل‌زدایی تهدید می‌شود.

in winter, hawfinches can be seen in gardens.

در زمستان، می‌توان شاه‌عنک‌ها را در باغ‌ها دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید