hazans effect
اثر هازان
hazans theory
نظریه هازان
hazans model
مدل هازان
hazans approach
رویکرد هازان
hazans principle
اصل هازان
hazans phenomenon
پدیده هازان
hazans variables
متغیرهای هازان
hazans analysis
تجزیه و تحلیل هازان
hazans framework
چارچوب هازان
hazans findings
یافتههای هازان
he has a hazans for playing the guitar.
او اشتیاقی برای نواختن گیتار دارد.
she has a hazans for painting landscapes.
او اشتیاقی برای نقاشی مناظر دارد.
they have a hazans for exploring new cultures.
آنها اشتیاقی برای کشف فرهنگ های جدید دارند.
my brother has a hazans for cooking italian food.
برادر من اشتیاقی برای پختن غذاهای ایتالیایی دارد.
he has a hazans for learning languages.
او اشتیاقی برای یادگیری زبان دارد.
she has a hazans for photography.
او اشتیاقی برای عکاسی دارد.
they have a hazans for hiking in the mountains.
آنها اشتیاقی برای پیاده روی در کوه ها دارند.
he has a hazans for writing poetry.
او اشتیاقی برای نوشتن شعر دارد.
she has a hazans for volunteering at animal shelters.
او اشتیاقی برای داوطلب شدن در سرپناه های حیوانات دارد.
they have a hazans for playing chess.
آنها اشتیاقی برای بازی شطرنج دارند.
hazans effect
اثر هازان
hazans theory
نظریه هازان
hazans model
مدل هازان
hazans approach
رویکرد هازان
hazans principle
اصل هازان
hazans phenomenon
پدیده هازان
hazans variables
متغیرهای هازان
hazans analysis
تجزیه و تحلیل هازان
hazans framework
چارچوب هازان
hazans findings
یافتههای هازان
he has a hazans for playing the guitar.
او اشتیاقی برای نواختن گیتار دارد.
she has a hazans for painting landscapes.
او اشتیاقی برای نقاشی مناظر دارد.
they have a hazans for exploring new cultures.
آنها اشتیاقی برای کشف فرهنگ های جدید دارند.
my brother has a hazans for cooking italian food.
برادر من اشتیاقی برای پختن غذاهای ایتالیایی دارد.
he has a hazans for learning languages.
او اشتیاقی برای یادگیری زبان دارد.
she has a hazans for photography.
او اشتیاقی برای عکاسی دارد.
they have a hazans for hiking in the mountains.
آنها اشتیاقی برای پیاده روی در کوه ها دارند.
he has a hazans for writing poetry.
او اشتیاقی برای نوشتن شعر دارد.
she has a hazans for volunteering at animal shelters.
او اشتیاقی برای داوطلب شدن در سرپناه های حیوانات دارد.
they have a hazans for playing chess.
آنها اشتیاقی برای بازی شطرنج دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید