headguard

[ایالات متحده]/ˈhɛdɡɑːd/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌɡɑrd/

ترجمه

n. کلاهی که توسط یک بازیکن راگبی یا بوکسور پوشیده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wear headguard

پوشیدن محافظ سر

headguard design

طراحی محافظ سر

headguard safety

ایمنی محافظ سر

adjust headguard

تنظیم محافظ سر

headguard fit

اندازه مناسب محافظ سر

headguard protection

محافظت با محافظ سر

remove headguard

برداشتن محافظ سر

headguard training

آموزش با محافظ سر

headguard style

سبک محافظ سر

buy headguard

خرید محافظ سر

جملات نمونه

he wore a headguard for protection during the match.

او برای محافظت در طول مسابقه از محافظ سر استفاده کرد.

the coach insisted that all players wear a headguard.

مربی اصرار داشت که همه بازیکنان از محافظ سر استفاده کنند.

she adjusted her headguard before stepping onto the field.

او قبل از ورود به زمین، محافظ سر خود را تنظیم کرد.

wearing a headguard can prevent serious injuries.

استفاده از محافظ سر می‌تواند از آسیب‌های جدی جلوگیری کند.

the headguard is essential for safety in contact sports.

محافظ سر برای ایمنی در ورزش‌های تماسی ضروری است.

he forgot his headguard and couldn't participate in the game.

او محافظ سر خود را فراموش کرد و نمی‌توانست در مسابقه شرکت کند.

many athletes prefer a lightweight headguard for better comfort.

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند از یک محافظ سر سبک برای راحتی بیشتر استفاده کنند.

they sell various styles of headguards at the sports store.

آنها سبک‌های مختلف محافظ سر را در مغازه ورزشی می‌فروشند.

he customized his headguard with stickers and designs.

او محافظ سر خود را با برچسب‌ها و طرح‌ها سفارشی کرد.

the referee checked each player's headguard before the game.

داور قبل از مسابقه، محافظ سر هر بازیکن را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید