headsets

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌsɛts/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌsɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع هدست

عبارات و ترکیب‌ها

gaming headsets

هدست‌های بازی

wireless headsets

هدست‌های بی‌سیم

bluetooth headsets

هدست‌های بلوتوث

noise-canceling headsets

هدست‌های حذف نویز

stereo headsets

هدست‌های استریو

over-ear headsets

هدست‌های روگوش

in-ear headsets

هدست‌های داخل گوشی

usb headsets

هدست‌های USB

professional headsets

هدست‌های حرفه‌ای

headsets review

بررسی هدست

جملات نمونه

many gamers prefer using headsets for a better audio experience.

بسیاری از گیمرها ترجیح می‌دهند از هدفون برای تجربه صوتی بهتر استفاده کنند.

wireless headsets offer more freedom of movement.

هدفون‌های بی‌سیم آزادی عمل بیشتری را ارائه می‌دهند.

she bought new headsets to improve her music listening experience.

او هدفون‌های جدیدی برای بهبود تجربه گوش دادن به موسیقی خرید.

headsets with noise cancellation are great for studying.

هدفون با حذف نویز برای مطالعه عالی هستند.

he uses headsets during video calls for clearer audio.

او در طول تماس‌های تصویری از هدفون برای صدای واضح‌تر استفاده می‌کند.

headsets can connect to multiple devices at once.

می‌توان هدفون را به طور همزمان به چندین دستگاه متصل کرد.

she prefers headsets with a built-in microphone for convenience.

او ترجیح می‌دهد از هدفون با میکروفون داخلی به دلیل راحتی استفاده کند.

headsets are essential for immersive virtual reality experiences.

هدفون برای تجربه‌های واقعیت مجازی فراگیر ضروری است.

he often forgets to charge his headsets before using them.

او اغلب فراموش می‌کند قبل از استفاده، هدفون‌های خود را شارژ کند.

comfortable headsets make long listening sessions enjoyable.

هدفون‌های راحت، جلسات طولانی گوش دادن را لذت‌بخش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید