headways

[ایالات متحده]/ˈhedweɪ/
[بریتانیا]/ˈhedweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشرفت; ترقی; سرعت پیشرفت; فاصله زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

make headway

به پیش رفتن

slow headway

به پیش رفتن با سرعت کم

sufficient headway

به پیشرفت کافی

limited headway

به پیشرفت محدود

significant headway

به پیشرفت قابل توجه

جملات نمونه

We are making little headway with the negotiations.

ما پیشرفت کمی در مذاکرات حاصل می‌کنیم.

The ship made little headway in the storm.

کشتی در طوفان پیشرفتی نکرد.

the ship was making very little headway against heavy seas.

کشتی در برابر دریاهای خروشان، پیشرفت بسیار کمی داشت.

Little headway has been made in educational reform.

در اصلاحات آموزشی، پیشرفت کمی حاصل شده است.

The boat was unable to make much headway against the tide.

قایق نتوانست در برابر جریان، پیشرفت زیادی کند.

The ship could make no headway against the strong wind.

کشتی نتوانست در برابر بادهای شدید، پیشرفتی کند.

they appear to be making headway in bringing the rebels under control.

به نظر می‌رسد آن‌ها در کنترل شورشیان پیشرفت می‌کنند.

She has made remarkable headway in her writing skills.

او در مهارت‌های نویسندگی خود پیشرفت قابل توجهی کرده است.

though the system is making some headway, there are still some kinks to iron out.

اگرچه سیستم در حال پیشرفت است، هنوز برخی از مشکلات وجود دارد که باید رفع شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید