healthcares

[ایالات متحده]/ˈhɛlθkeəz/
[بریتانیا]/ˈhɛlθˌkɛrz/

ترجمه

n. مراقبت و خدمات پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

healthcares system

سیستم بهداشت و درمان

healthcares provider

ارائه دهنده خدمات بهداشتی

healthcares access

دسترسی به خدمات بهداشتی

healthcares policy

سیاست بهداشت و درمان

healthcares costs

هزینه های بهداشت و درمان

healthcares services

خدمات بهداشتی

healthcares reform

اصلاحات بهداشت و درمان

healthcares industry

صنعت بهداشت و درمان

healthcares technology

فناوری بهداشت و درمان

healthcares workforce

نیروی کار بهداشت و درمان

جملات نمونه

access to quality healthcares is essential for everyone.

دسترسی به خدمات بهداشتی با کیفیت برای همه ضروری است.

the government is investing in better healthcares.

دولت در حال سرمایه گذاری در خدمات بهداشتی بهتر است.

many people rely on healthcares for their well-being.

بسیاری از مردم برای سلامتی خود به خدمات بهداشتی متکی هستند.

healthcares should be affordable for all citizens.

خدمات بهداشتی باید برای همه شهروندان مقرون به صرفه باشد.

innovations in healthcares can improve patient outcomes.

نوآوری در خدمات بهداشتی می تواند نتایج بیمار را بهبود بخشد.

healthcares play a crucial role in public health.

خدمات بهداشتی نقش مهمی در سلامت عمومی ایفا می کند.

there is a growing demand for specialized healthcares.

تقاضا برای خدمات بهداشتی تخصصی در حال افزایش است.

healthcares must adapt to changing demographics.

خدمات بهداشتی باید با تغییرات جمعیتی سازگار شوند.

effective healthcares can reduce healthcare costs.

خدمات بهداشتی موثر می تواند هزینه های مراقبت های بهداشتی را کاهش دهد.

collaboration among healthcares leads to better services.

همکاری بین خدمات بهداشتی منجر به ارائه خدمات بهتر می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید