heaves a sigh
نفس عمیقی میکشد
heaves of joy
از شادی نفس میکشد
heaves with laughter
از خنده نفس میکشد
heaves a breath
نفس میکشد
heaves of relief
از رهایی نفس میکشد
heaves a chest
سینه را بالا میبرد
heaves a rock
یک سنگ را بالا میبرد
heaves a load
بار را بالا میبرد
heaves a gasp
با بهت نفس میکشد
heaves an anchor
گدار را بالا میبرد
the ship heaves with the waves.
کشتی با موجها بالا و پایین میشود.
she heaves a sigh of relief.
او با sighی از رهایی نفس میکشد.
he heaves the heavy box onto the truck.
او جعبه سنگین را به داخل کامیون میاندازد.
the crowd heaves with excitement.
هواداران با هیجان بالا و پایین میشوند.
she heaves her shoulders back in confidence.
او با اعتماد به نفس شانههایش را عقب میاندازد.
he heaves a great weight off his chest.
او بار سنگینی را از روی سینهاش برمیدارد.
the dog heaves itself up from the ground.
سگ خود را از روی زمین بالا میکشد.
she heaves a deep breath before speaking.
او قبل از صحبت کردن یک نفس عمیق میکشد.
the engine heaves as it struggles to start.
موتور در حالی که سعی میکند روشن شود، به سختی کار میکند.
the athlete heaves the shot put with all his strength.
ورزشکار با تمام قدرتش سنگین وزن را پرتاب میکند.
heaves a sigh
نفس عمیقی میکشد
heaves of joy
از شادی نفس میکشد
heaves with laughter
از خنده نفس میکشد
heaves a breath
نفس میکشد
heaves of relief
از رهایی نفس میکشد
heaves a chest
سینه را بالا میبرد
heaves a rock
یک سنگ را بالا میبرد
heaves a load
بار را بالا میبرد
heaves a gasp
با بهت نفس میکشد
heaves an anchor
گدار را بالا میبرد
the ship heaves with the waves.
کشتی با موجها بالا و پایین میشود.
she heaves a sigh of relief.
او با sighی از رهایی نفس میکشد.
he heaves the heavy box onto the truck.
او جعبه سنگین را به داخل کامیون میاندازد.
the crowd heaves with excitement.
هواداران با هیجان بالا و پایین میشوند.
she heaves her shoulders back in confidence.
او با اعتماد به نفس شانههایش را عقب میاندازد.
he heaves a great weight off his chest.
او بار سنگینی را از روی سینهاش برمیدارد.
the dog heaves itself up from the ground.
سگ خود را از روی زمین بالا میکشد.
she heaves a deep breath before speaking.
او قبل از صحبت کردن یک نفس عمیق میکشد.
the engine heaves as it struggles to start.
موتور در حالی که سعی میکند روشن شود، به سختی کار میکند.
the athlete heaves the shot put with all his strength.
ورزشکار با تمام قدرتش سنگین وزن را پرتاب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید