hectored

[ایالات متحده]/'hɛktəd/
[بریتانیا]/'hɛktərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترساندن یا زورگویی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hectored me

من را آزار داد

hectored him

او را آزار داد

hectored her

او را آزار داد

hectored them

آنها را آزار داد

hectored us

ما را آزار داد

hectored constantly

به طور مداوم آزار داد

hectored repeatedly

به طور مکرر آزار داد

hectored unfairly

به طور ناعادلانه آزار داد

hectored excessively

به طور بیش از حد آزار داد

hectored harshly

به طور تند آزار داد

جملات نمونه

he hectored his teammates for not practicing enough.

او به هم تیمی هایش به خاطر تمرین نکردن کافی سرزنش کرد.

she hectored her children about their messy rooms.

او به فرزندانش به خاطر اتاق های بهم ریخته سرزنش کرد.

the coach hectored the players to improve their performance.

مربی بازیکنان را برای بهبود عملکردشان سرزنش کرد.

he felt hectored by his boss during the meeting.

او در طول جلسه احساس کرد که رئیسش او را سرزنش می کند.

she hectored him into finishing the project on time.

او او را متقاعد کرد که پروژه را به موقع تمام کند.

the teacher hectored the students for their lack of effort.

معلم دانش آموزان را به خاطر نداشتن تلاش سرزنش کرد.

he was hectored by his friends to join the gym.

دوستانش او را تشویق کردند تا به باشگاه برود.

she hectored her partner about household chores.

او شریکش را به خاطر کارهای خانه سرزنش کرد.

the politician hectored the audience for not voting.

سیاستمدار مخاطبان را به خاطر رای ندادن سرزنش کرد.

he felt hectored by the media during the scandal.

او در طول رسوایی احساس کرد که رسانه ها او را سرزنش می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید