heddles

[ایالات متحده]/ˈhɛdlz/
[بریتانیا]/ˈhɛdlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های نخ‌کشی که در بافندگی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

heddles arrangement

چیدمان هِدلز

heddles frame

قاب هِدلز

heddles tension

کشیدگی هِدلز

heddles guide

راهنمای هِدلز

heddles system

سیستم هِدلز

heddles control

کنترل هِدلز

heddles loop

حلقه هِدلز

heddles spacing

فاصله گذاری هِدلز

heddles motion

حرکت هِدلز

heddles adjustment

تنظیم هِدلز

جملات نمونه

the heddles on the loom need to be adjusted for better weaving.

سنجاق‌ها روی دستگاه بافت نیاز به تنظیم برای بافت بهتر دارند.

she carefully threaded the heddles before starting her project.

او قبل از شروع پروژه، سنجاق‌ها را با دقت نخ کرد.

heddles play a crucial role in the weaving process.

سنجاق‌ها نقش مهمی در فرآیند بافت دارند.

he replaced the broken heddles with new ones.

او سنجاق‌های شکسته را با نوارهای جدید جایگزین کرد.

the weaver adjusted the heddles to create a unique pattern.

بافنده سنجاق‌ها را تنظیم کرد تا الگوی منحصر به فردی ایجاد کند.

learning to use heddles can improve your weaving skills.

یادگیری نحوه استفاده از سنجاق‌ها می‌تواند مهارت‌های بافت شما را بهبود بخشد.

different types of heddles can affect the fabric's texture.

انواع مختلف سنجاق‌ها می‌توانند بر بافت پارچه تأثیر بگذارند.

she chose the finest heddles for her delicate fabric.

او برای پارچه نازکش، بهترین سنجاق‌ها را انتخاب کرد.

he spent hours organizing the heddles for the upcoming project.

او ساعت‌ها برای سازماندهی سنجاق‌ها برای پروژه آینده وقت گذاشت.

the workshop focused on the maintenance of heddles.

کارگاه بر نگهداری سنجاق‌ها متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید