heires

[ایالات متحده]/ˈhʌntə(r)/
[بریتانیا]/ˈhʌntər/

ترجمه

n. یک فرد که حیوانات را برای غذا یا ورزش می‌گیرد

جملات نمونه

the young heiress inherited a vast fortune on her twenty-first birthday.

خانم وارث جوان در سالگرد بیست و یک سالگی خود به ارثی گسترده دست یافت.

she is the sole heiress to one of the largest conglomerates in the country.

او تنها وارث یکی از بزرگترین گروه‌های کشور است.

the rebellious heiress refused to accept the family fortune.

وارث بунیک که از خانواده‌اش مایل به پذیرش ارث نبود.

the hotel heiress was followed by paparazzi everywhere she went.

وارث هتل هر جا که رفت توسط گروه‌های خبری دنبال می‌شد.

as the rightful heiress, she demanded control of the company.

به عنوان وارث حقیقی، او خواستار کنترل شرکت شد.

the beautiful heiress married a european count last summer.

خانم وارث زیبایی در تابستان گذشته با یک شمارنده اروپایی ازدواج کرد.

he thought he was marrying a wealthy heiress, but she was actually broke.

او فکر می‌کرد که با یک وارث ثروتمند ازدواج می‌کند، اما در واقع او فقیر بود.

the heiress donated her entire inheritance to various charities.

وارث تمام ارث خود را به سازمان‌های خیریه مختلف هدیه داد.

the missing heiress case remained unsolved for decades.

پرونده وارث گم شده برای دهه‌ها حل نشده ماند.

she lived a quiet life, despite being a multi-millionaire heiress.

او با وجود اینکه یک وارث چند میلیون دلاری بود، زندگی آرامی داشت.

the scandalous heiress was disinherited by her grandmother.

وارث شایعه‌گر توسط ناندش از ارث محروم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید