hemiacetal

[ایالات متحده]/ˌhɛmɪəˈsiːtəl/
[بریتانیا]/ˌhɛmɪəˈsiːtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ترکیب آلی که از واکنش یک الکل و یک آلدهید تشکیل می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hemiacetal formation

تشکیل همیاستال

hemiacetal structure

ساختار همیاستال

hemiacetal reaction

واکنش همیاستال

hemiacetal stability

پایداری همیاستال

hemiacetal hydrolysis

هیدرولیز همیاستال

hemiacetal equilibrium

تعادل همیاستال

hemiacetal synthesis

سنتز همیاستال

hemiacetal cleavage

شکافت همیاستال

hemiacetal linkage

پیوند همیاستال

جملات نمونه

the reaction produced a hemiacetal from the aldehyde.

واکنش باعث تولید همیاستال از آلدئید شد.

hemiacetals can easily convert back to aldehydes.

همیاستال‌ها می‌توانند به راحتی دوباره به آلدئید تبدیل شوند.

in organic chemistry, hemiacetals are important intermediates.

در شیمی آلی، همیاستال‌ها واسطه‌های مهمی هستند.

hemiacetals typically form in the presence of alcohol.

همیاستال‌ها معمولاً در حضور الکل تشکیل می‌شوند.

the stability of a hemiacetal depends on its structure.

پایداری یک همیاستال به ساختار آن بستگی دارد.

hemiacetals can undergo further reactions to form acetals.

همیاستال‌ها می‌توانند برای تشکیل استال‌ها، واکنش‌های بیشتری انجام دهند.

identifying a hemiacetal in a reaction mixture can be challenging.

تشخیص یک همیاستال در مخلوط واکنش می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

some sugars exist as hemiacetals in solution.

برخی از قندها به عنوان همیاستال در محلول وجود دارند.

the formation of a hemiacetal involves a nucleophilic attack.

تشکیل یک همیاستال شامل حمله نوکلئوفیلی است.

hemiacetals are often found in carbohydrate chemistry.

همیاستال‌ها اغلب در شیمی کربوهیدرات یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید