hemidesmosomes

[ایالات متحده]/ˌhɛmɪˈdɛzməˌsoʊm/
[بریتانیا]/ˌhɛmɪˈdɛzməˌsoʊm/

ترجمه

n. ساختار ویژه‌ای که سلول‌های اپیتلیال را به غشای پایه زیرین متصل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hemidesmosome junction

اتصال همیدزموزوم

hemidesmosome integrity

یکپارچگی همیدزموزوم

hemidesmosome formation

تشکیل همیدزموزوم

hemidesmosome structure

ساختار همیدزموزوم

hemidesmosome protein

پروتئین همیدزموزوم

hemidesmosome function

عملکرد همیدزموزوم

hemidesmosome assembly

مونتاژ همیدزموزوم

hemidesmosome adhesion

چسبندگی همیدزموزوم

hemidesmosome signaling

سیگنالینگ همیدزموزوم

hemidesmosome dynamics

پویایی همیدزموزوم

جملات نمونه

hemidesmosomes play a crucial role in cell adhesion.

همیدزموزوم‌ها نقش مهمی در چسبندگی سلولی ایفا می‌کنند.

the study focused on the structure of hemidesmosomes.

مطالعه بر ساختار همیدزموزوم‌ها متمرکز بود.

hemidesmosomes connect the cell to the extracellular matrix.

همیدزموزوم‌ها سلول را به ماتریس خارج سلولی متصل می‌کنند.

defects in hemidesmosomes can lead to skin diseases.

اختلالات در همیدزموزوم‌ها می‌تواند منجر به بیماری‌های پوستی شود.

researchers are examining the function of hemidesmosomes.

محققان در حال بررسی عملکرد همیدزموزوم‌ها هستند.

hemidesmosomes are essential for maintaining tissue integrity.

همیدزموزوم‌ها برای حفظ یکپارچگی بافت ضروری هستند.

immunofluorescence techniques can visualize hemidesmosomes.

تکنیک‌های ایمونوفلورسانس می‌توانند همیدزموزوم‌ها را تجسم کنند.

hemidesmosomes are involved in signaling pathways.

همیدزموزوم‌ها در مسیرهای سیگنالینگ نقش دارند.

understanding hemidesmosomes can aid in cancer research.

درک همیدزموزوم‌ها می‌تواند به تحقیقات سرطان کمک کند.

hemidesmosomes are found in epithelial tissues.

همیدزموزوم‌ها در بافت‌های پوششی یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید