hemimetaboly

[ایالات متحده]/ˌhɛmɪmɛˈtæbəli/
[بریتانیا]/ˌhɛmɪmɛˈtæbəˌli/

ترجمه

n. نوعی از توسعه حشره که با دگردیسی ناقص مشخص می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hemimetaboly insects

حشرات همیمتابولی

hemimetaboly life cycle

چرخه حیات همیمتابولی

hemimetaboly development stages

مراحل رشد همیمتابولی

hemimetaboly examples

نمونه های همیمتابولی

hemimetaboly characteristics

ویژگی های همیمتابولی

hemimetaboly classification

طبقه بندی همیمتابولی

hemimetaboly organisms

ارگانیسم های همیمتابولی

hemimetaboly adaptations

سازگاری های همیمتابولی

hemimetaboly features

ویژگی های همیمتابولی

جملات نمونه

hemimetaboly is a type of insect development.

همیمتابولی نوعی از رشد حشرات است.

many grasshoppers undergo hemimetaboly.

بسیاری از چشمه‌ها تحت همیمتابولی قرار دارند.

hemimetaboly differs from complete metamorphosis.

همیمتابولی با کامل شدن متابولیسم متفاوت است.

in hemimetaboly, the immature stages resemble adults.

در همیمتابولی، مراحل غیر بالغ شبیه به بزرگسالان هستند.

understanding hemimetaboly helps in studying insect evolution.

درک همیمتابولی به مطالعه تکامل حشرات کمک می کند.

some common examples of hemimetaboly include cockroaches.

برخی از نمونه های رایج همیمتابولی شامل سوسک ها است.

researchers focus on hemimetaboly for ecological studies.

محققان بر روی همیمتابولی برای مطالعات اکولوژیکی تمرکز می کنند.

hemimetaboly is important for understanding insect behavior.

همیمتابولی برای درک رفتار حشرات مهم است.

insects with hemimetaboly often have simpler life cycles.

حشرات با همیمتابولی اغلب چرخه‌های زندگی ساده‌تری دارند.

students learn about hemimetaboly in biology classes.

دانش آموزان در کلاس های زیست شناسی در مورد همیمتابولی یاد می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید