hemoglobin

[ایالات متحده]/hɛməˈɡloʊbɪn/
[بریتانیا]/hɛməˈɡloʊbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئین قرمز مسئول حمل اکسیژن در خون؛ اصطلاح دیگری برای هموگلوبین، به‌ویژه در زمینه ساختار شیمیایی آن؛ پروتئینی در گلبول‌های قرمز خون که اکسیژن را حمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hemoglobin level

سطح هموگلوبین

hemoglobin count

شمارش هموگلوبین

hemoglobin test

تست هموگلوبین

hemoglobin concentration

غلظت هموگلوبین

hemoglobin a1c

هموگلوبین ای 1 سی

hemoglobin s

هموگلوبین اس

hemoglobin variants

گونه‌های هموگلوبین

hemoglobinopathy

هموگلوبین پاتی

hemoglobin binding

اتصال هموگلوبین

hemoglobin saturation

اشباع هموگلوبین

جملات نمونه

hemoglobin carries oxygen in the blood.

هموگلوبین اکسیژن را در خون حمل می‌کند.

low hemoglobin levels can indicate anemia.

سطح پایین هموگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده کم‌خونی باشد.

doctors often check hemoglobin during routine tests.

پزشکان اغلب سطح هموگلوبین را در طول آزمایشات روتین بررسی می‌کنند.

hemoglobin can be affected by various diseases.

هموگلوبین می‌تواند تحت تأثیر بیماری‌های مختلف قرار گیرد.

high levels of hemoglobin can indicate dehydration.

سطح بالای هموگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده کم‌آبی بدن باشد.

hemoglobin is essential for transporting nutrients.

هموگلوبین برای حمل مواد مغذی ضروری است.

testing hemoglobin levels is crucial for diagnosis.

آزمایش سطح هموگلوبین برای تشخیص بسیار مهم است.

hemoglobin variants can lead to genetic disorders.

گونه‌های هموگلوبین می‌توانند منجر به اختلالات ژنتیکی شوند.

increased hemoglobin can enhance athletic performance.

افزایش هموگلوبین می‌تواند عملکرد ورزشی را بهبود بخشد.

hemoglobin helps maintain acid-base balance in the body.

هموگلوبین به حفظ تعادل اسید و باز در بدن کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید