hemostat

[ایالات متحده]/ˈhiːməʊstæt/
[بریتانیا]/ˈhiːməstæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای کنترل خونریزی استفاده می‌شود؛ ماده‌ای که هموستاز را ترویج می‌کند
Word Forms
جمعhemostats

عبارات و ترکیب‌ها

apply hemostat

اعمال هِموستات

hemostat clamp

گیره هِموستات

hemostat forceps

پیچه هِموستات

secure hemostat

محکم کردن هِموستات

hemostat usage

نحوه استفاده از هِموستات

hemostat technique

تکنیک هِموستات

remove hemostat

برداشتن هِموستات

hemostat application

استفاده از هِموستات

hemostat placement

قرار دادن هِموستات

hemostat design

طراحی هِموستات

جملات نمونه

the surgeon used a hemostat to control the bleeding.

جراح از هِموستات برای کنترل خونریزی استفاده کرد.

it's important to have a hemostat in your surgical kit.

وجود یک هِموستات در کیت جراحی شما مهم است.

the hemostat was essential during the operation.

هِموستات در طول عمل جراحی ضروری بود.

after applying the hemostat, the doctor stitched the wound.

پس از استفاده از هِموستات، پزشک زخم را بخیه کرد.

learning to use a hemostat is vital for medical students.

یادگیری نحوه استفاده از هِموستات برای دانشجویان پزشکی بسیار مهم است.

the hemostat clamped the blood vessel effectively.

هِموستات به طور موثر رگ خونی را بست.

she carefully positioned the hemostat before making the incision.

او قبل از ایجاد برش، هِموستات را با دقت در جای خود قرار داد.

during the procedure, the hemostat helped minimize blood loss.

در طول فرآیند، هِموستات به کاهش خونریزی کمک کرد.

the nurse handed the surgeon a hemostat when needed.

پرستار در صورت نیاز، هِموستات را به جراح داد.

using a hemostat requires proper training and technique.

استفاده از هِموستات نیاز به آموزش و تکنیک مناسب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید