hepatomas

[ایالات متحده]/ˌhɛpəˈtoʊmə/
[بریتانیا]/ˌhɛpəˈtoʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تومور بدخیم سلول‌های کبد؛ سرطان کبد؛ کارسینوم سلول‌های کبدی

عبارات و ترکیب‌ها

hepatoma diagnosis

تشخیص هپاتوما

hepatoma treatment

درمان هپاتوما

hepatoma symptoms

علائم هپاتوما

hepatoma risk

خطر هپاتوما

hepatoma stage

مرحله هپاتوما

hepatoma prognosis

پیش آگهی هپاتوما

hepatoma research

تحقیقات هپاتوما

hepatoma causes

علت‌های هپاتوما

hepatoma therapy

درمان هپاتوما

hepatoma management

مدیریت هپاتوما

جملات نمونه

the patient was diagnosed with hepatoma last week.

بیمار هفته گذشته به هپاتوما مبتلا تشخیص داده شد.

hepatoma is a common type of liver cancer.

هپاتوما یک نوع شایع سرطان کبد است.

early detection of hepatoma can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام هپاتوما می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

symptoms of hepatoma may include abdominal pain and weight loss.

علائم هپاتوما ممکن است شامل درد شکم و کاهش وزن باشد.

he was treated for hepatoma at a specialized clinic.

او در یک کلینیک تخصصی برای هپاتوما درمان شد.

research on hepatoma has advanced significantly in recent years.

تحقیقات در مورد هپاتوما در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

hepatoma can be caused by chronic liver diseases.

هپاتوما می‌تواند ناشی از بیماری‌های مزمن کبد باشد.

patients with hepatoma often require regular monitoring.

بیماران مبتلا به هپاتوما اغلب به نظارت منظم نیاز دارند.

new therapies for hepatoma are being developed.

در حال حاضر درمان‌های جدیدی برای هپاتوما در حال توسعه است.

hepatoma treatment options include surgery and chemotherapy.

گزینه‌های درمانی برای هپاتوما شامل جراحی و شیمی‌درمانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید