herbicidal

[ایالات متحده]/hɜːbəˈsaɪdəl/
[بریتانیا]/hɜːrbɪˈsaɪdəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کشتن گیاهان، به ویژه علف‌های هرز

عبارات و ترکیب‌ها

herbicidal action

اثرات ضد علف کشی

herbicidal effects

اثرات ضد علف کشی

herbicidal properties

ویژگی‌های ضد علف کشی

herbicidal resistance

مقاومت در برابر علف کش‌ها

herbicidal treatment

درمان ضد علف کشی

herbicidal formulation

فرمولاسیون ضد علف کشی

herbicidal compounds

ترکیبات ضد علف کشی

herbicidal control

کنترل علف کشی

herbicidal usage

مصرف علف کش

herbicidal application

اعمال علف کشی

جملات نمونه

herbicidal chemicals are often used in agriculture.

مواد شیمیایی علف کش اغلب در کشاورزی استفاده می شوند.

the herbicidal properties of this plant are well-documented.

خواص علف کشی این گیاه به خوبی مستند شده است.

farmers should choose herbicidal products carefully.

کشاورزان باید محصولات علف کش را با دقت انتخاب کنند.

herbicidal resistance is becoming a major issue.

مقاومت در برابر علف کش ها به یک مشکل بزرگ تبدیل می شود.

they tested the herbicidal effect on various weeds.

آنها اثر علف کشی را بر روی علف های هرز مختلف آزمایش کردند.

herbicidal sprays can be harmful to the environment.

اسپری های علف کش می توانند برای محیط زیست مضر باشند.

understanding herbicidal mechanisms is crucial for effective weed management.

درک مکانیسم های علف کشی برای مدیریت موثر علف های هرز بسیار مهم است.

herbicidal treatments should be applied at the right time.

درمان های علف کش باید در زمان مناسب استفاده شوند.

the research focused on developing new herbicidal formulations.

تحقیقات بر روی توسعه فرمولاسیون های جدید علف کش متمرکز بود.

many herbicidal agents are derived from natural sources.

بسیاری از عوامل علف کش از منابع طبیعی مشتق می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید