heregulins

[ایالات متحده]/hɪˈrɛɡjʊlɪnz/
[بریتانیا]/hɪˈrɛɡjʊlɪnz/

ترجمه

n. یک خانواده از عوامل رشد که به گیرنده های HER/erbB (به ویژه HER3 و HER4) متصل می شوند، به عنوان لیگاند ها عمل کرده و مسیرهای علامت دهی مربوط به تکثربافت، تمایز و بقای سلول را فعال می کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

using heregulins

استفاده از هرگولین‌ها

heregulins help

هرگولین‌ها کمک می‌کنند

heregulins reduce

هرگولین‌ها کاهش می‌دهند

heregulins contain

هرگولین‌ها شامل ... می‌شوند

heregulins improve

هرگولین‌ها بهبود می‌بخشند

heregulins support

هرگولین‌ها حمایت می‌کنند

heregulins boost

هرگولین‌ها افزایش می‌دهند

heregulins enhance

هرگولین‌ها بهبود می‌بخشند

heregulins work

هرگولین‌ها کار می‌کنند

natural heregulins

هرگولین‌های طبیعی

جملات نمونه

heregulins are signaling proteins that bind to her receptors on cell surfaces.

هیرگولین‌ها پروتئین‌های سیگنال‌دهنده‌ای هستند که به گیرنده‌های HER روی سطح سلول‌ها متصل می‌شوند.

the heregulin family includes multiple isoforms with distinct functions.

خانواده هیرگولین شامل چندین ایزوفورم با توابع متفاوت است.

heregulin expression regulates cell growth and differentiation processes.

بیان هیرگولین فرآیندهای رشد و تفکیک سلولی را تنظیم می‌کند.

scientists study how heregulins activate intracellular signaling cascades.

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه هیرگولین‌ها زنجیره‌های سیگنال‌دهی داخل سلولی را فعال می‌کنند.

the heregulin-her axis plays crucial roles in embryonic development.

محور هیرگولین-HER نقش‌های حیاتی در توسعه جنینی ایفا می‌کند.

mutations affecting heregulin binding can disrupt normal cellular functions.

تغییرات ژنتیکی که اتصال هیرگولین را تحت تأثیر قرار می‌دهند می‌توانند عملکرد سلولی طبیعی را به هم می‌زنند.

heregulin levels can be measured using specialized immunoassay techniques.

سطح هیرگولین می‌تواند با استفاده از تکنیک‌های آزمایش‌های ایمنی خاص اندازه‌گیری شود.

the therapeutic potential of heregulins remains an active research area.

پتانسیل درمانی هیرگولین‌ها هنوز یک زمینه تحقیقاتی فعال است.

heregulins promote cell survival through pi3k-akt pathway activation.

هیرگولین‌ها با فعال‌سازی مسیر PI3K-AKT، بقای سلول را ترویج می‌دهند.

researchers discovered that heregulins also influence neuronal development.

پژوهشگران کشف کردند که هیرگولین‌ها تأثیری نیز بر توسعه عصبی دارند.

the overexpression of heregulins has been observed in certain cancer types.

بیش‌بیان هیرگولین‌ها در برخی از انواع سرطان مشاهده شده است.

heregulin signaling involves dimerization of her receptor tyrosine kinases.

سیگنال‌دهی هیرگولین شامل دیمریزاسیون کیناز‌های تیروسین گیرنده‌های HER است.

different heregulin isoforms show varying affinities for her receptors.

ایزوفورم‌های مختلف هیرگولین علیت‌های متفاوتی برای گیرنده‌های HER نشان می‌دهند.

the biological activity of heregulins depends on their specific domains.

فعالیت زیستی هیرگولین‌ها به دامنه‌های خاص آنها بستگی دارد.

experimental models demonstrate that heregulins can induce morphological changes.

مدل‌های آزمایشی نشان می‌دهند که هیرگولین‌ها می‌توانند تغییرات مورفولوژیکی را القا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید