herptile

[ایالات متحده]/hɜːptaɪl/
[بریتانیا]/hɜːrptaɪl/

ترجمه

n. یک پرستان یا دوسرد؛ یک پستاندار سردخون
شکل‌های واژه
جمعherptiles

عبارات و ترکیب‌ها

herptile species

گونه‌های حشره‌خور

herptile collection

جمع‌آوری حشره‌خور

herptile habitat

این‌گونه‌های حشره‌خور

herptile conservation

حفاظت از حشره‌خور

herptile research

پژوهش‌های حشره‌خور

herptile population

جمعیت حشره‌خور

herptile diversity

تنوع حشره‌خور

herptile monitoring

پایش حشره‌خور

herptile trade

تجارت حشره‌خور

herptile enthusiast

علاقه‌مند به حشره‌خور

جملات نمونه

the herpetologist conducted a comprehensive survey of local herptile populations.

پژوهشگر زیست‌شناسی پرندگان، یک بررسی جامع از جمعیت پرندگان محلی انجام داد.

herptile diversity is highest in tropical regions around the world.

تنوع پرندگان در مناطق گرمسیری در سراسر جهان بیشترین میزان را دارد.

climate change poses a significant threat to herptile habitats worldwide.

تغییرات اقلیمی تهدیدی قابل توجهی برای زیستگاه‌های پرندگان در سراسر جهان به وجود می‌آورد.

the museum's new exhibit features preserved specimens of rare herptile species.

موزه نمایشگاه جدیدی را با نمونه‌های نادر پرندگان حفظ شده ارائه می‌دهد.

conservationists are working to protect endangered herptile populations from extinction.

حفاظت‌گران در حال کار برای جلوگیری از انقراض جمعیت‌های پرندگان در معرض خطر هستند.

researchers use radio tracking to monitor herptile movements in the wild.

پژوهشگران از ردیابی رادیویی برای نظارت بر حرکات پرندگان در طبیعت استفاده می‌کنند.

herptile research has revealed important insights about ecosystem health.

پژوهش‌های پرندگان اطلاعات مهمی درباره سلامتی سیستم‌های اکولوژیکی فاش کرده‌اند.

the destruction of wetlands has severely impacted local herptile communities.

تخریب زیستگاه‌های مرطوب تأثیرات جدی بر جوامع پرندگان محلی داشته است.

many herptile species are nocturnal and only emerge after dark.

بیشتر گونه‌های پرندگان در شب فعال هستند و تنها پس از تاریک شدن ظهور می‌کنند.

scientists have discovered several new herptile species in remote rainforests.

دانشمندان چند گونه جدید پرندگان را در جنگل‌های گوجه‌ای دورافتاده کشف کرده‌اند.

herptile eggs are often laid in sandy soil or floating vegetation.

تخم‌های پرندگان اغلب در خاک ریزه‌ای یا گیاهان شناور قرار می‌گیرد.

the decline in herptile populations indicates broader environmental problems.

کاهش جمعیت‌های پرندگان نشان‌دهنده مسائل محیطی گسترده‌تر است.

citizen scientists help track herptile sightings through mobile applications.

دانشمندان غیر حرفه‌ای با استفاده از برنامه‌های موبایلی دیده‌شدن پرندگان را ردیابی می‌کنند.

some herptile species can change their skin color for camouflage.

برخی گونه‌های پرندگان می‌توانند رنگ پوست خود را برای پوشاندن تغییر دهند.

herptile conservation requires international cooperation and funding.

حفاظت پرندگان نیاز به همکاری بین‌المللی و تامین مالی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید