heterogeneousnesses

[ایالات متحده]/ˌhetərəˈdʒiːniəsnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˌhɛtəroʊˈdʒiːniəsnɪsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن هتروژن؛ تنوع در ویژگی یا ترکیب

جملات نمونه

the heterogeneousnesses of the population contribute to cultural richness.

تنوع جمعیت به ثروت فرهنگی کمک می‌کند.

researchers study the heterogeneousnesses in cellular structures.

پژوهشگران تنوع‌های موجود در ساختارهای سلولی را مطالعه می‌کنند.

the heterogeneousnesses of market demands require flexible strategies.

تنوع‌های درخواست بازار نیاز به استراتژی‌های انعطاف‌پذیر دارد.

education systems must address the heterogeneousnesses in student abilities.

سیستم‌های آموزشی باید با تنوع‌های در توانایی‌های دانش‌آموزان روبرو شوند.

the committee noted the heterogeneousnesses of opinions during the debate.

کمیته تنوع‌های نظرات در حین بحث را ملاحظه کرد.

statistical analysis reveals heterogeneousnesses in the experimental data.

تحلیل آماری تنوع‌های موجود در داده‌های تجربی را نشان می‌دهد.

urban planning considers the heterogeneousnesses of community needs.

برنامه‌ریزی شهری تنوع‌های نیازهای جامعه را در نظر می‌گیرد.

the heterogeneousnesses among species demonstrate evolutionary diversity.

تنوع‌های بین گونه‌ها تنوع تکاملی را نشان می‌دهد.

linguists examine the heterogeneousnesses in dialectal variations.

زبان‌شناسان تنوع‌های موجود در تغییرات لهجه‌ای را مورد بررسی قرار می‌دهند.

climate patterns show heterogeneousnesses across different regions.

الگوهای آب و هوا تنوع‌هایی را در مناطق مختلف نشان می‌دهند.

the project's success depends on managing heterogeneousnesses in team skills.

موفقیت پروژه به مدیریت تنوع‌های در مهارت‌های تیم بستگی دارد.

healthcare systems adapt to the heterogeneousnesses in patient demographics.

سیستم‌های بهداشتی به تنوع‌های در دموگرافی بیماران سازگار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید