heterosexualisms

[ایالات متحده]/ˌhɛtərəʊˈsɛksʃəlɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌhɛtəroʊˈsɛksʃəlɪzəmz/

ترجمه

n. ایدئولوژی که هتروسکسیالیتی را نسبت به سایر جهت‌های جنسی برتر می‌داند؛ باور به نرمالیتی هتروسکسیالیتی

عبارات و ترکیب‌ها

systemic heterosexualisms

هeterosexualisms سیستمیک

challenging heterosexualisms

چالش گذاری درباره heterosexualisms

analyzing heterosexualisms

تحلیل heterosexualisms

resisting heterosexualisms

مقاومت در برابر heterosexualisms

deconstructing heterosexualisms

تخریب heterosexualisms

critiquing heterosexualisms

انتقاد از heterosexualisms

examining heterosexualisms

بررسی heterosexualisms

exposing heterosexualisms

آشکار کردن heterosexualisms

جملات نمونه

academic discussions often examine how heterosexualisms shape legal definitions of marriage across cultures.

بحث‌های آکادمیک اغلب به بررسی این می‌پردازند که چگونه هتروسکسیالیسم‌ها تعریف‌های قانونی از ازدواج را در فرهنگ‌های مختلف شکل می‌دهد.

the research analyzed how heterosexualisms manifest in everyday social interactions and institutional policies.

این تحقیق به تحلیل اینکه چگونه هتروسکسیالیسم‌ها در تعاملات اجتماعی روزمره و سیاست‌های نهادی ظاهر می‌شوند، پرداخت.

sociologists argue that heterosexualisms create invisible hierarchies that privilege certain family structures over others.

جامعه‌شناسان می‌گویند که هتروسکسیالیسم‌ها سلسله‌های نامرئی ایجاد می‌کنند که برخی ساختارهای خانوادگی را نسبت به دیگری ترجیح می‌دهند.

media representations frequently challenge or reinforce heterosexualisms through portrayal of romantic relationships.

نمایش‌های رسانه‌ای اغلب از طریق تصویرسازی روابط عاشقانه، هتروسکسیالیسم‌ها را چالش می‌پذیرد یا تقویت می‌کند.

educational institutions must address how heterosexualisms affect student experiences and sense of belonging.

مؤسسات آموزشی باید به این مساله پرداخت که چگونه هتروسکسیالیسم‌ها تجربیات دانشجویان و احساس تعلق آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

the documentary explored how heterosexualisms influence healthcare access and treatment outcomes.

مستند فیلم به بررسی اینکه چگونه هتروسکسیالیسم‌ها دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و نتایج درمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، پرداخت.

activists work to dismantle heterosexualisms by advocating for inclusive policies and representation.

فعالان به کار می‌برند تا هتروسکسیالیسم‌ها را با ترویج سیاست‌های شامل‌کننده و نمایش‌های منصفانه نابود کنند.

psychological studies reveal how internalized heterosexualisms impact individual identity development.

مطالعات روانشناختی نشان می‌دهند که چگونه هتروسکسیالیسم‌های درونی‌شده تأثیری بر توسعه هویت فردی دارد.

historical analysis shows how heterosexualisms evolved alongside colonial expansion and modernization.

تحلیل تاریخی نشان می‌دهد که چگونه هتروسکسیالیسم‌ها در کنار گسترش استعماری و مدرنیzacیون توسعه یافتند.

the professor's lecture examined how heterosexualisms intersect with race, class, and gender systems.

به گفته‌ی سخنرانی استاد، هتروسکسیالیسم‌ها چگونه با سیستم‌های نژاد، طبقه و جنسیت در ارتباط هستند.

workplace policies often reflect unconscious heterosexualisms that marginalize lgbtq+ employees.

سیاست‌های محیط کار اغلب نشان‌دهنده‌ی هتروسکسیالیسم‌های ناخودآگاه هستند که کارکنان LGBTQ+ را به کنار گذاشته‌اند.

feminist scholars critique how heterosexualisms limit understanding of diverse intimate relationships.

دانشمندان جنسیت‌شناسی به این مساله انتقاد می‌کنند که چگونه هتروسکسیالیسم‌ها درک از روابط نزدیک و متنوع را محدود می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید