hezbollahs

[ایالات متحده]/ˈhɪzbəˌlɑːz/
[بریتانیا]/ˈhɪzbəˌlɑz/

ترجمه

n. (لبنانی) گروه سیاسی و نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

hezbollahs attack

حمله حزب‌الله

hezbollahs influence

نفوذ حزب‌الله

hezbollahs leader

رهبر حزب‌الله

hezbollahs forces

نیروی حزب‌الله

hezbollahs strategy

استراتژی حزب‌الله

hezbollahs supporters

طرفداران حزب‌الله

hezbollahs operations

عملیات حزب‌الله

hezbollahs conflict

درگیری حزب‌الله

hezbollahs ideology

ایدئولوژی حزب‌الله

hezbollahs network

شبکه حزب‌الله

جملات نمونه

hezbollahs have been involved in various conflicts in the region.

حزب‌الله در درگیری‌های مختلف در منطقه دخیل بوده‌اند.

the activities of hezbollahs often attract international attention.

فعالیت‌های حزب‌الله اغلب توجه بین‌المللی را به خود جلب می‌کند.

many countries have designated hezbollahs as a terrorist organization.

بسیاری از کشورها حزب‌الله را به‌عنوان یک سازمان تروریستی معرفی کرده‌اند.

hezbollahs' influence can be seen in lebanese politics.

نفوذ حزب‌الله در سیاست لبنان قابل مشاهده است.

hezbollahs claim to protect the interests of their community.

حزب‌الله مدعی است که از منافع جامعه خود محافظت می‌کند.

hezbollahs have a strong military presence in the region.

حزب‌الله حضور نظامی قوی در منطقه دارد.

the leadership of hezbollahs is often debated among scholars.

رهبری حزب‌الله اغلب مورد بحث بین محققان قرار می‌گیرد.

hezbollahs provide social services to their supporters.

حزب‌الله خدمات اجتماعی به حامیان خود ارائه می‌دهد.

hezbollahs often use propaganda to promote their agenda.

حزب‌الله اغلب از پروپاگاندا برای ترویج دستور کار خود استفاده می‌کند.

hezbollahs have established alliances with other militant groups.

حزب‌الله با گروه‌های شبه نظامی دیگر اتحاد برقرار کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید