highboys

[ایالات متحده]/ˈhaɪbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈhaɪbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کمد بلند با کشوهای روی پا؛ یک کمد بلند با پاها

عبارات و ترکیب‌ها

highboy dresser

میز سینه بلند

highboy table

میز بلند

highboy chest

سینه بلند

highboy furniture

مبلمان بلند

antique highboy

میز سینه بلند عتیقه

highboy style

سبک میز سینه بلند

modern highboy

میز سینه بلند مدرن

highboy design

طراحی میز سینه بلند

highboy piece

قطعه میز سینه بلند

highboy collection

کلکسیون میز سینه بلند

جملات نمونه

the antique highboy was the centerpiece of the living room.

میز عتیقه بلند، نقطه کانونی اتاق نشیمن بود.

she decided to restore the old highboy to its former glory.

او تصمیم گرفت میز عتیقه بلند را به شکوه سابق خود بازگرداند.

the highboy features intricate carvings and elegant lines.

میز عتیقه بلند دارای حکاکی های پیچیده و خطوط ظریف است.

he placed his collection of books on the highboy.

او مجموعه کتاب های خود را روی میز عتیقه بلند قرار داد.

they inherited a beautiful highboy from their grandparents.

آنها یک میز عتیقه بلند زیبا از پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارث بردند.

the highboy is perfect for storing linens and blankets.

میز عتیقه بلند برای نگهداری حوله و پتو مناسب است.

we found a highboy at the flea market that caught our eye.

ما یک میز عتیقه بلند در بازار محلی پیدا کردیم که نظر ما را جلب کرد.

her highboy was painted in a soft pastel color.

میز عتیقه بلند او به رنگ پاستلی ملایم رنگ شده بود.

the highboy's design is a blend of modern and traditional styles.

طراحی میز عتیقه بلند ترکیبی از سبک های مدرن و سنتی است.

he admired the craftsmanship of the highboy at the museum.

او هنر و مهارت ساخت میز عتیقه بلند را در موزه تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید