highchairs

[ایالات متحده]/ˈhaɪˌtʃeə/
[بریتانیا]/'haɪ,tʃɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی بلندی با سینی برای نشستن یک کودک کوچک در حین غذا خوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

baby highchair

صندلی غذا کودک

foldable highchair

صندلی غذا تاشو

جملات نمونه

" He pounded his fat baby hands-whack, whack-on the metal highchair tray.

او با دست‌های چاق و كوچك نوزاد خود به سینی فلزی صندلی غذاخوری ضربه می‌زد.

The baby sat in the highchair during mealtime.

نوزاد در طول زمان غذا خوردن روی صندلی غذاخوری نشسته بود.

The highchair is adjustable to different heights.

صندلی غذاخوری قابل تنظیم در ارتفاعات مختلف است.

She placed a cushion on the highchair for extra comfort.

او برای راحتی بیشتر یک بالش روی صندلی غذاخوری قرار داد.

The highchair has a safety harness to keep the baby secure.

صندلی غذاخوری دارای یک Harness ایمنی برای حفظ امنیت نوزاد است.

The highchair can be easily folded for storage.

می‌توان صندلی غذاخوری را به راحتی برای نگهداری تا کرد.

He cleaned the highchair after each use.

او صندلی غذاخوری را بعد از هر بار استفاده تمیز کرد.

The highchair has a tray for placing food and toys.

صندلی غذاخوری دارای سینی برای قرار دادن غذا و اسباب‌بازی است.

The highchair is designed to be easy to clean.

صندلی غذاخوری طوری طراحی شده است که به راحتی تمیز شود.

She decorated the highchair with colorful stickers.

او صندلی غذاخوری را با برچسب‌های رنگارنگ تزئین کرد.

The highchair can be converted into a regular chair as the child grows.

با بزرگ شدن کودک، می‌توان صندلی غذاخوری را به صندلی معمولی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید