hijackers

[ایالات متحده]/ˈhaɪdʒækəz/
[بریتانیا]/ˈhaɪdʒækərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دزدان یا گروگان‌گیرانی که کنترل یک وسیله نقلیه یا هواپیما را به دست می‌گیرند

عبارات و ترکیب‌ها

airline hijackers

خلبانان ربوده شده

hijackers arrested

ربودن هواپیما دستگیر شد

hijackers demand

خواسته های ربودن هواپیما

hijackers caught

ربودن هواپیما دستگیر شد

hijackers' motives

انگیزه های ربودن هواپیما

hijackers' threats

تهدیدات ربودن هواپیما

hijackers' demands

خواسته های ربودن هواپیما

hijackers' identities

هویت ربودن هواپیما

hijackers' tactics

تاکتیک های ربودن هواپیما

hijackers' escape

فرار ربودن هواپیما

جملات نمونه

the hijackers took control of the plane.

خطرگيران كنترل هواپيما را به دست گرفتند.

authorities arrested the hijackers after the incident.

مقامات خطرگيران را پس از حادثه دستگیر کردند.

the hijackers demanded a large ransom.

خطرگيران خواستار يك طلبه‌ي هنگفت شدند.

passengers were terrified by the hijackers' threats.

تهديدات خطرگيران مسافران را وحشت زده کرد.

the hijackers were armed with explosives.

خطرگيران با مواد منفجره مسلح بودند.

negotiators worked to resolve the hijackers' demands.

مذاکره‌کنندگان برای رفع خواسته‌های خطرگيران تلاش کردند.

the hijackers' motives were unclear.

انگیزه‌های خطرگيران نامشخص بود.

security measures were increased to prevent hijackers.

برای جلوگیری از خطرگيران، اقدامات امنیتی افزایش یافت.

witnesses described the hijackers as calm and organized.

شهود خطرگيران را آرام و سازمان‌یافته توصیف کردند.

the hijackers escaped before the police arrived.

خطرگيران قبل از رسیدن پلیس فرار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید