hilum

[ایالات متحده]/ˈhaɪləm/
[بریتانیا]/ˈhaɪləm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک ساختار که رگ‌های خونی، اعصاب یا مجراها وارد یا خارج می‌شوند؛ زخم روی دانه که نقطه اتصال آن به تخمک را نشان می‌دهد؛ باز شدن یا ورودی یک ساختار
Word Forms
جمعhilums

عبارات و ترکیب‌ها

hilum region

منطقه هیلوم

hilum structure

ساختار هیلوم

hilum anatomy

آناتومی هیلوم

hilum vessels

رگ‌های هیلوم

hilum lymphatics

لمف‌های هیلوم

hilum nerves

اعصاب هیلوم

hilum portal

دروازه هیلوم

hilum opening

دهانه هیلوم

hilum connection

اتصال هیلوم

hilum function

عملکرد هیلوم

جملات نمونه

the hilum of the kidney is where blood vessels enter and exit.

ورط کلیه جایی است که رگ‌های خونی وارد و خارج می‌شوند.

in botany, the hilum is the scar on a seed.

در گیاه‌شناسی، ورط ناحیه اسکار یا جای زخم روی دانه است.

the hilum plays a crucial role in the anatomy of the lungs.

ورط نقش مهمی در آناتومی ریه‌ها ایفا می‌کند.

doctors examine the hilum during a ct scan of the chest.

پزشکان ورط را در طول سی‌تی اسکن قفسه سینه بررسی می‌کنند.

the hilum is an important landmark in medical imaging.

ورط یک نقطه مرجع مهم در تصویربرداری پزشکی است.

understanding the hilum helps in diagnosing kidney diseases.

درک ورط به تشخیص بیماری‌های کلیوی کمک می‌کند.

in plants, the hilum connects the seed to the pod.

در گیاهان، ورط دانه را به غلاف متصل می‌کند.

during surgery, the hilum must be carefully preserved.

در طول جراحی، ورط باید با دقت حفظ شود.

the hilum can be identified by its distinct shape.

ورط را می‌توان با توجه به شکل متمایز آن شناسایی کرد.

research on the hilum is important for understanding plant physiology.

تحقیقات در مورد ورط برای درک فیزیولوژی گیاهان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید