hindbrain

[ایالات متحده]/ˈhaɪndˌbreɪn/
[بریتانیا]/ˈhaɪndˌbreɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت خلفی مغز; آخرین قسمت مغز; مخچه و ساقه مغز به طور کلی

عبارات و ترکیب‌ها

hindbrain development

توسعه مغز پشتی

hindbrain function

عملکرد مغز پشتی

hindbrain anatomy

آناتومی مغز پشتی

hindbrain region

ناحیه‌ی مغز پشتی

hindbrain structure

ساختار مغز پشتی

hindbrain signals

سیگنال‌های مغز پشتی

hindbrain neurons

نورون‌های مغز پشتی

hindbrain pathways

مسیرهای مغز پشتی

hindbrain lesions

تغییرات مغز پشتی

hindbrain connectivity

اتصالات مغز پشتی

جملات نمونه

the hindbrain is responsible for regulating vital functions.

نیمکره پشتی مسئول تنظیم عملکردهای حیاتی است.

damage to the hindbrain can lead to serious health issues.

آسیب به نیمکره پشتی می تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

the hindbrain includes structures like the medulla and pons.

نیمکره پشتی شامل ساختارهایی مانند نخاع و پل مغز است.

researchers study the hindbrain to understand brain development.

محققان نیمکره پشتی را برای درک رشد مغز مطالعه می کنند.

reflex actions are often controlled by the hindbrain.

کنش های غریزی اغلب توسط نیمکره پشتی کنترل می شوند.

understanding the hindbrain can help in treating neurological disorders.

درک نیمکره پشتی می تواند به درمان اختلالات عصبی کمک کند.

the hindbrain plays a crucial role in coordination and balance.

نیمکره پشتی نقش مهمی در هماهنگی و تعادل دارد.

many basic life functions are managed by the hindbrain.

بسیاری از عملکردهای اساسی زندگی توسط نیمکره پشتی مدیریت می شوند.

in fish, the hindbrain is well-developed for swimming.

در ماهی ها، نیمکره پشتی به خوبی برای شنا کردن توسعه یافته است.

evolutionary changes in the hindbrain can affect behavior.

تغییرات تکاملی در نیمکره پشتی می تواند بر رفتار تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید