hindustani

[ایالات متحده]/ˌhɪndʊˈstɑːni/
[بریتانیا]/ˌhɪndəˈstɑni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به هند یا مردم آن; مربوط به هندوستان یا مردم آن
n. زبان هند یا مردم آن; زبان هندوستان یا مردم آن

عبارات و ترکیب‌ها

hindustani music

موسیقی هندوستانی

hindustani classical

کلاسیک هندوستانی

hindustani culture

فرهنگ هندوستانی

hindustani language

زبان هندوستانی

hindustani dance

رقص هندوستانی

hindustani literature

ادبیات هندوستانی

hindustani cuisine

آشپزی هندوستانی

hindustani art

هنر هندوستانی

hindustani tradition

آداب و رسوم هندوستانی

hindustani heritage

میراث هندوستانی

جملات نمونه

the hindustani classical music tradition is rich and diverse.

آداب موسیقی کلاسیک هندوستان غنی و متنوع است.

many people enjoy listening to hindustani music for relaxation.

بسیاری از مردم از گوش دادن به موسیقی هندوستان برای آرامش لذت می برند.

hindustani dance forms are an integral part of indian culture.

فرم‌های رقص هندوستان بخش جدایی ناپذیر از فرهنگ هند هستند.

she learned hindustani singing from a renowned teacher.

او آواز هندوستان را از یک معلم مشهور آموخت.

hindustani instruments like the sitar are fascinating.

سازهای هندوستان مانند سی تار جذاب هستند.

the festival featured a hindustani music concert.

جشنواره شامل یک کنسرت موسیقی هندوستان بود.

understanding hindustani rhythms can be challenging.

درک ریتم های هندوستان می تواند چالش برانگیز باشد.

hindustani music often emphasizes improvisation.

موسیقی هندوستان اغلب بر بداهه نوازی تاکید می کند.

she has a deep appreciation for hindustani art.

او قدردانی عمیقی از هنر هندوستان دارد.

hindustani culture has influenced many other art forms.

فرهنگ هندوستان بر بسیاری از اشکال هنری دیگر تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید