hinterlands

[ایالات متحده]/ˈhɪntəlændz/
[بریتانیا]/ˈhɪntərˌlændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق داخلی دور از ساحل؛ منطقه تأمین کالا به یک بندر یا شهر مرکزی؛ منطقه‌ای که تجارت با یک بندر را پشتیبانی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

remote hinterlands

ناحیه‌های دورافتاده

vast hinterlands

ناحیه‌های وسیع

rural hinterlands

ناحیه‌های روستایی

hinterlands region

منطقه حومه‌ها

hinterlands area

منطقه حومه‌ها

hinterlands landscape

مناظر حومه‌ها

hinterlands culture

فرهنگ حومه‌ها

hinterlands economy

اقتصاد حومه‌ها

hinterlands communities

جوامع حومه‌ها

hinterlands dwellers

ساکنان حومه‌ها

جملات نمونه

the hinterlands are often overlooked by tourists.

ناحیه‌های دورافتاده اغلب توسط گردشگران نادیده گرفته می‌شوند.

many people live in the hinterlands, away from the city.

بسیاری از مردم در مناطق دورافتاده، دور از شهر زندگی می‌کنند.

the hinterlands offer a unique perspective on local culture.

مناطق دورافتاده دیدگاهی منحصر به فرد نسبت به فرهنگ محلی ارائه می‌دهند.

exploring the hinterlands can lead to unexpected adventures.

کاوش در مناطق دورافتاده می‌تواند منجر به ماجراجویی‌های غیرمنتظره شود.

the economy in the hinterlands is often based on agriculture.

اقتصاد در مناطق دورافتاده اغلب بر پایه کشاورزی استوار است.

wildlife thrives in the untouched hinterlands.

زندگی جانوری در مناطق دورافتاده و دست نخورده شکوفا است.

traveling to the hinterlands requires careful planning.

سفر به مناطق دورافتاده نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

the hinterlands are rich in natural resources.

مناطق دورافتاده سرشار از منابع طبیعی هستند.

people in the hinterlands often have a different lifestyle.

مردم مناطق دورافتاده اغلب سبک زندگی متفاوتی دارند.

infrastructure development is crucial for the hinterlands.

توسعه زیرساخت‌ها برای مناطق دورافتاده بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید