histamine

[ایالات متحده]/'hɪstəmiːn/
[بریتانیا]/'hɪstəmin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیستامین - نوعی ماده آمین بیوژنیک که واکنش‌های آلرژیک و التهاب را تحریک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

antihistamine medication

داروی آنتی‌هیستامین

جملات نمونه

In the oral ammonia liquid group, secretion of histamine was reduced, and after regiving of gastrin and muscarine, the secretion of histamine remained in an inhibitory state.

در گروه محلول آمونیا خوراکی، ترشح هیستامین کاهش یافت و پس از تجدید گاستрин و موسکارین، ترشح هیستامین در حالت مهارکننده باقی ماند.

Histamine is released during allergic reactions.

هیستامین در طول واکنش‌های آلرژیک آزاد می‌شود.

Antihistamines can help relieve allergy symptoms.

آنتی‌هیستامین‌ها می‌توانند به تسکین علائم آلرژی کمک کنند.

Histamine is involved in regulating stomach acid.

هیستامین در تنظیم اسید معده نقش دارد.

Histamine intolerance can cause various symptoms.

نابرابری هیستامین می‌تواند باعث علائم مختلفی شود.

Mast cells release histamine in response to allergens.

سلول‌های ماست در پاسخ به آلرژن‌ها هیستامین آزاد می‌کنند.

Histamine levels can be measured in blood tests.

می‌توان سطح هیستامین را در آزمایش‌های خون اندازه‌گیری کرد.

Histamine blockers are used to treat gastric ulcers.

از مسدودکننده‌های هیستامین برای درمان زخم معده استفاده می‌شود.

Histamine can cause vasodilation and increased vascular permeability.

هیستامین می‌تواند باعث اتساع عروق و افزایش نفوذپذیری عروقی شود.

Histamine plays a role in the body's immune response.

هیستامین در پاسخ ایمنی بدن نقش دارد.

Histamine receptors are located throughout the body.

گیرنده‌های هیستامین در سراسر بدن قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید